تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
قلعه رسيد كسى نديد كه محافظ در باشد ، مسلمين هم مشغول جنگ بودند . يزيد با عدهء خود ( بدنبال عدهء جهم كه فاتح بوده ) داخل قلعه شدند . هر كه در آنجا بود بيرون برد و در دو طرف راه چپ و راست بمسافت چهار فرسنگ آنها را بردار كشيد . خانواده‌ها را اسير كرد و هر چه در آن قلعه بود ربود . بسليمان هم مژده داد و نوشت خمس غنايم بالغ بر ششصد هزار هزار شده و آن فتح بسى عظيم بوده است . منشى او كه مغيرة بن ابى قره مولاى بنى سدوس بود به او گفت : مبلغ غنايم را معين مكن زيرا نتيجه يكى از دو كار خواهد بود . يا اينكه اين مبلغ را كم و ناچيز خواهد دانست و ترا بتأديهء آن مجبور خواهد كرد ( كه تو مبالغه كردى و چنين نبوده است ) و قدردانى هم نخواهد كرد ( زيرا ترا مكلف و موظف بتأديهء آن خواهد دانست ) و آن دين بر گردن تو خواهد بود و مبلغ آن در ديوان آنها ( خلفا ) ثبت خواهد شد و هر والى كه بعد از تو بيايد آن مبلغ را از تو مطالبه خواهد كرد و بر تو سخت خواهد گرفت و به چند برابر آن هم راضى نخواهد شد ، بهتر اينست كه تو به او ( سليمان ) بنويسى كه خود براى مشاهدهء اوضاع ( فتح ) باينجا بيايد آنگاه تو در خفا مبلغ را معين و معلوم كنى ( نه چنين سندى بدهى ) . او نپذيرفت ( از منشى خود ) نامه را امضا كرد و فرستاد . گفته شده است مبلغ ( خمس ) فقط چهار هزار هزار بوده ( نه ششصد هزار هزار ) .

بيان بعضى حوادث

در آن سال ايوب فرزند سليمان بن عبد الملك درگذشت . او وليعهد بود . در آن سال مركز و شهر صقالبه ( اسلاو ) گشوده شد . غير از اين هم گفته شده كه خبر آن گذشت . در آن سال داود بن سليمان كشور روم را قصد كرد و حصن مرأه ( قلعهء زن ) كه نزديك مالت بود گشود .