تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
ز يزيد دوست مىدارم . يزيد همه جا فرستاده و مدد و يارى خواسته . مدد هم به او نزديك است . فقط يك گوشه از بساط او آسيب ديده من از اين بيمناكم كه كسانى به يارى او بيايند كه تو قادر بر دفع آنها نخواهى بود . خود را آسوده كن وقت را غنيمت بدان و دست آشتى را بده . اگر تو با او صلح كنى او نيروى خود را سوى گرگان خواهد كشيد كه مردم آن سامان پيمان را شكسته و خيانت و غدر كرده و اتباع او را كشته‌اند . او با دادن هفتصد هزار ( درهم ) گفته شده : پانصد هزار و چهار صد بار زعفران يا بهاى آن ( بنرخ روز ) و چهار صد مرد هر يكى داراى سپر و طيلسان ( شال گردن - رداى دوش ) و حامل يك جام سيمين و يك قواره حرير و يك خلعت . حيان سوى يزيد بازگشت و گفت : نمايندگانى بفرست كه قرار داد صلح را منعقد كنند . پرسيد آيا بسود ما يا بسود آنها ؟ گفت : بسود ما . يزيد با اين خشنود بود كه خود غرامت بدهد و از آن مهلكه نجات يابد و حاضر بود هر چه آنها ( مردم طبرستان ) بخواهند بدهد . يزيد نمايندگانى فرستاد كه شروط صلح را امضا و هدايا را دريافت كنند . يزيد سوى گرگان لشكر كشيد . يزيد پيش از آن از حيان دويست هزار ( درهم ) غرامت گرفته بود . علت اين بود كه حيان بمخلد نامه نوشته و نام خود را بر نام مخلد بن يزيد ( از طرف پدر امير بود ) مقدم داشته بود . فرزند حيان مقاتل بپدرش گفته بود تو بمخلد نامه نويسى و نام خود را بالاتر قرار مىدهى ؟ گفت : آرى . اگر او بدين نحو راضى نشود بسرنوشت قتيبه دچار خواهد شد . مخلد آن نامه را براى پدرش يزيد فرستاد و يزيد دويست هزار از حيان غرامت ( سوء ادب ) گرفت . گفته شده است : علت لشكر كشى يزيد بگرگان اين بود كه صول ترك در قهستان و در جزيره درياچه ( خزر ) اقامت داشت . آن جزيره تا قهستان پنج فرسنگ راه داشت . آن دو محل جزء گرگان يا خوارزم محسوب مىشد . او ( صول ) همواره قول مرزبان گرگان را قصد و غارت مىكرد . نام مرزبان گرگان هم فيروز بود . صول غنايمى از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 229 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت