و مردمشناس كه به آنها اعتماد و اعتقاد داشت همراه آنها روانه مىكرد .
قتيبه دستور مىداد كه يك لوح را دو نيم كنند و نيمى از آن را بطلايع مىداد كه رمز و علامت باشد چون آنها چيزى كشف كنند و خبر دهند نصف لوح را در جاى معين و معلوم پنهان مىكردند و آن محل بايد نشانى داشته باشد مانند يك درخت يا جوى يا تل و امثال آن كه خود قتيبه محل را دستور مىداد و بعد براى استخراج علامت كسى را مىفرستاد و چون نيم لوح را بيرون مىآوردند با نيم اول كه نزد خود اوست تطبيق مىكرد و از آن علامت مىتوانست صدق و كذب خبر اكتشاف را بداند كه ديگرى بعنوان طلايع دروغ نگفته و خبر كذب نداده باشد .
در آن سال بشر بن وليد روميان شاتيه ( قشلاقنشين - در فصل زمستان كه شتا باشد ) را قصد و غزا كرد .
در آن سال وليد درگذشت ( خليفهء اموى ) .
بيان خبر مرگ وليد بن عبد الملك
در نيمهء ماه جمادى الثانية از همان سال ( نود و شش ) وليد بن عبد الملك درگذشت .
تمام مؤرخين براى تاريخ اين روايت متفق هستند .
مدت خلافت او نه سال و هفت ماه بود . گفته شده است نه سال و هشت ماه باز هم گفته شده يازده ماه .
هلاك او در محل دير مران رخ داد و جسد او را در خارج باب صغير به خاك سپردند و عمر بن عبد العزيز بر او نماز خواند . سن او چهل و دو سال و شش ماه بود . گفته شده است عمر او چهل و پنج سال بود و باز گفته شده چهل و شش سال و چند ماه و باز بر حسب قولى چهل و نه سال .
نوزده فرزند از او ماند . او زشترو بود . در راه رفتن ميخراميد و تبختر مىكرد .
هميشه آب دماغ او از بينى جارى بود كه دربارهء او چنين گفته شده است :