تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
حكومت كند در حالى كه خود سخن عرب را نيك نداند . او علماء نحو را جمع كرد و در يك خانه نشست و در را به روى خود بست و مدت شش ماه از آن خانه بيرون نرفت . چون ( پس از آموختن ) بيرون آمد از روز نخست نادانتر شده بود . عبد الملك گفت : ( بسبب نقص طبيعى ) او ديگر معذور مىباشد ( زيرا كوشيد و به جائى نرسيد ) . گفته شده است : چون او بمقام خلافت رسيد در هر سه روز يك بار قرآن را ختم ميكرد . در ماه رمضان هر روز يك بار قرآن را ختم مىكرد . روزى خطبه كرد و اين آيه را خواند
« يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ »
اى كاش ( اين واقعه ) كار را پايان مىداد . تاء ليتها را بضم خواند . عمر بن عبد العزيز شنيد و گفت : اى كاش كار ترا پايان دهد و ما را از تو آسوده كند .

بيان خلافت سليمان بن عبد الملك و بيعت او

در آن سال با سليمان بن عبد الملك بيعت كردند و آن در روز وفات وليد و در محل « رملة » بود . در آن سال سليمان بن عبد الملك عثمان بن حيان را از حكومت مدينه بر كنار كرد و آن در تاريخ بيست و سيم ماه رمضان بود . ابو بكر بن محمد بن عمرو ابن حزم را بايالت مدينه منصوب نمود . عثمان حاكم سابق تصميم گرفته بود كه حاكم بعدى را ( قبل از صدور فرمان عزل و نصب ) تازيانه بزند و ريش او را بتراشد كه اجراء آن را بروز بعد موكول كرده بود ( كه ناگاه او معزول و خصم او منصوب شد ) . نيمه شب پيك رسيد و فرمان ايالت ابو بكر و عزل عثمان را داد . كه پس از عزل بايد او را بند كند و بزندان بسپارد . در آن سال سليمان يزيد بن ابى مسلم را از ايالت عراق عزل و يزيد بن مهلب را نصب و استيفاى خراج را بصالح بن عبد الرحمن واگذار كرد . به او دستور داد كه بنى عقيل را بكشد و شكنجه دهد كه آنها خانوادهء حجاج بودند . او ( يزيد ) آنها را شكنجه مىداد . كسى كه مأمور عذاب و عتاب آنها شده بود عبد الملك بن مهلب بود . يزيد بن مهلب برادر خود زياد را بجنگ عثمان فرستاد .