تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
دو عزل نمود . چون عمر از مدينه خارج شد گفت : من از اين مىترسم كه مشمول حديث پيغمبر شوم كه فرمود : « تنفى خبثها » يعنى : پليدان شهر تبعيد مىشوند . ( او بدرفتار نكرد تا مشمول نشود ) . تاريخ عزل او در ماه شعبان بود ( سال مذكور ) خالد وارد مكه شد . عراقيانى كه در آنجا پناه برده بودند از آن پناهگاه ( بيت الحرام ) اخراج و مردمى را كه بعراقيان پناه يا خانه اجاره داده بودند سخت تهديد كرد . نسبت باهل مدينه هم سخت گرفت و ستم كرد و از پناه دادن آنها بعراقيان منع نمود . در زمان عمر بن عبد العزيز هر كه از عراق مىگريخت و بيمناك مىشد به مكه و مدينه پناه مىبرد گفته شده است : عثمان بن حيان امير مدينه شده بود ( بايد اصح روايات باشد ) خبر ايالت خالد هم در وقايع سنهء نود و يك گذشت كه امير مكه شده بود و آن بر حسب روايت بعضى از راويان بوده است .

بيان بعضى حوادث

در آن سال عباس بن وليد كشور روم را براى جنگ و غزا قصد و شهرهاى « سبسطيه » و « مرزبانين » و « طرسوس » را فتح كرد . مروان بن وليد هم لشكر كشيد و به شهر « خنجره » رسيد . در آن سال مسلمه هم كشور روم را قصد و « ماسيسيه » را فتح كرد . « حصن حديد » ( دژ آهنين ) را هم گشود همچنين غزاله را از ناحيه « ملطيه » . در آن سال اهالى افريقا دچار قحط و غلا شدند . موسى بن نصير استسقاء نمود ( براى طلب باران دعا كرد كه معروف است ) . باران هم ( بر اثر دعاى او ) نازل شد . در آن سال وليد بن عبد الملك بعمر بن عبد العزيز نوشت و دستور داد كه : خبيب بن عبد اللّه بن زبير را تازيانه بزند و بر سر او آب سرد بريزد . عمر او را پنجاه تازيانه زد و آب سرد در فصل زمستان بر سرش ريخت و او را بر در مسجد ايستاده بازداشت او همان روز مرد . ( خبيب ) بضم خاء نقطه دار و دو باء يك نقطه كه ميان دو باء ، ياء دو نقطه است . در آن سال عبد العزيز بن وليد امير حاج شده بود . امراء و حكام شهرها هم همان كسانى كه بودند جز شهر مدينه كه عثمان بن حيان امير آن بود . حكومت او در تاريخ بيست و هشتم شوال همان سال بود . ايالت خالد