تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

بيان فتح طليطله از بلاد اندلس

ابو جعفر ( طبرى ) گويد در اين سال موسى بن نصير بر غلام خود طارق بن زياد غضب كرد . در ماه رجب او را قصد كرد و او باستقبال وى رفت و او را خشنود نمود . او پوزش طارق را پذيرفت و دوباره او را براى فتح طليطله روانه كرد ، آن شهر يكى از بزرگترين شهرهاى اندلس بشمار مىآيد . فاصلهء بين آن و شهر « قرطبه » بيست روز راه است . طارق آن شهر را گشود و مائدهء سليمان بن داود را بدست آورد و بغنيمت برد . در آنجا زر و گوهر بسيار ربود كه مقدار آن را خدا مىداند و بس . من ( مؤلف ) چنين ميگويم كه او ( طبرى ) بيش از اين چيزى ننوشته است . من در سنهء نود و دو شرح فتح اندلس را وارد كردم . ورود موسى بن نصير و ملاقات او با طارق و اخبار ديگر را بيان نمودم كه شرح كافى مىباشد و از بسط و تكرار بىنيازيم ولى ابو جعفر ( طبرى ) چنين آورده كه موسى بن نصير خود طارق را براى فتح « طليطله » فرستاده است در حالى كه خود موسى بن نصير در كشور اندلس بوده كه طارق « طليطله » را گشود ولى اهل اندلس در تاريخ خود چيز ديگرى نقل كرده‌اند كه شرح آن گذشت .

بيان عزل عمر بن العزيز از ايالت حجاز

گفته شده است : در همان سال وليد عمر بن العزيز را از امارت و ايالت حجاز بر كنار كرد . علت اين بود كه عمر بوليد نوشت : حجاج ستمگر و متعدى و نسبت باهل عراق سخت ظلم و تجاوز كرده است . كارهاى او همه بر خلاف حق و عدالت است حجاج آگاه شد ، بوليد نوشت گروهى از تبه كاران و فتنه‌جويان از دست من گريخته و بحجاز پناه برده‌اند كه اكنون در مكه و مدينه زيست ميكنند . وليد بحجاج نوشت و با او مشورت كرد و پرسيد چه كسى شايستهء ايالت مكه و مدينه است بنويس تا او را امير آن سامان كنيم . او خالد بن عبد اللّه قسرى و عثمان بن حيان را پيشنهاد كرد . وليد هم خالد را به مكه و عثمان را بمدينه فرستاد و عمر را از هر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 183 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت