تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
سوختند ، در خاكستر آنها پنجاه هزار مثقال زر از ميخهاى زرين بدست آمد . سغديان شاهدختى از نسل يزدگرد يافتند او را بحجاج اهداء كردند . حجاج هم او را براى وليد فرستاد . او را بزنى گرفت و او يزيد بن وليد را زائيد ( كه بنجابت معروف شد ) . قتيبه بغوزك فرمان داد كه از آنجا منتقل شود او هم كوچ كرد . گفته شده است : اهل سمرقند هنگام جنگ از شهر بيرون رفته بر مسلمين حمله نمودند . قتيبه در آن روز دستور داده بود كه يك كرسى براى او در ميدان بگذارند او بر آن كرسى نشسته و شمشير به گردن آويخته بود . جنگجويان سمرقند مسلمين را شكست داده از قلب راندند تا بقتيبه رسيدند . قتيبه از جاى خود برنخاست و شمشير را از غلاف نكشيد ( بردبارى كرد ) مهاجمين كه قلب را شكست داده بودند و به او رسيده يا تجاوز كرده بودند ناگاه دچار هجوم دو جناح شدند كه آنها را در ميان گرفتند و پس از جنگ گريختند و بلشكرگاه خود بازگشتند . بسيارى از مشركين در آن نبرد كشته شدند . مسلمين بر اثر آن پيروزى وارد شهر شدند و پيمان صلح را بستند . غوزك هم طعامى پخت و آماده كرد . قتيبه با گروهى از اتباع خود بر خوان او نشستند و در آن هنگام شهر سمرقند را از او درخواست كردند و او تسليم شد . قتيبه بشاه گفت : تو از اينجا كوچ كن . او هم ناگزير فرمان او را اطاعت كرد . قتيبه هم ( اين آيه را ) خواند
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى وَ ثَمُودَ فَما أَبْقى
او ( خداوند ) عاد ( قوم عاد ) نخستين را هلاك كرد همچنين ( قوم ) ثمود و ديگر كسى باقى نگذاشت . اين روايت از كسى نقل شده كه قتيبه او را بنمايندگى نزد حجاج فرستاده و مژدهء فتح سمرقند را داده بود . او گفت : حجاج مرا نزد وليد فرستاد و من قبل از بامداد وارد دمشق شدم . به مسجد رفتم . در كنار خود مردى كور ديدم . از من پرسيد تو كيستى و از كجا آمده‌اى ؟ گفتم از خراسان ، سپس خبر فتح سمرقند را به او دادم گفت : بخداونديكه محمد را بر حق فرستاد آنها با خيانت و غدر و تبه‌كارى آن را گشودند . شما اى اهل خراسان باعث مىشويد كه ملك از دست بنى اميه برود ( بسبب عهد شكنى و خيانت ) شما ( خراسانيها - اشاره بقيام بعد ابو مسلم ) بعد از آن دمشق را ويران خواهيد كرد و يك يك سنگها و آجرهاى آن را خواهيد كند . چون قتيبه سمرقند را گشود