تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
را به آن رخنه در ديوار ويران شده برسانند . آنها سپرها را بر سر گرفتند و حمله كردند ، به آن رخنه رسيدند و بر آن شكاف ايستادند . سغديان آنها را هدف تير نمودند ولى آنها پايدارى كردند و برنگشتند . سغديان نزد قتيبه نماينده فرستاده گفتند : امروز مهاجمين برگردند تا فردا كه ما صلح خواهيم كرد . قتيبه گفت : من صلح نمىكنم مگر در حالى كه مهاجمين بر در شهر و در پيچ و خم رخنه باشند . گفته شده است : قتيبه گفت : اين بندگان بستوه آمده‌اند . در حال پيروزى از ادامهء هجوم خوددارى كنيد و برگرديد . آنها هم برگشتند و او روز بعد پيمان صلح را منعقد كرد كه دو هزار هزار و دويست هزار ( درهم ) ساليانه باج و خراج بدهند و در همان سال سىهزار سوار تحت اختيار او بگذارند و شهر را تهى كرده به او واگذار كنند كه يكى در آن شهر براى دفاع نماند و او در آن شهر مسجد بسازد و خود وارد شهر شده در آن مسجد نماز بگذارد و خطبه بخواند و ناهار تناول كند . چون پيمان صلح بسته شد قتيبه داخل شهر شد و نماز خواند و خطبه نمود و طعام خورد . آن هم پس از تخليهء شهر از سكنه و انجام بناى مسجد . بعد بسغديان پيغام داد هر كه بخواهد كالا و دارائى خود را ببرد بيايد و ببرد كه من مانع نخواهم شد و از شهر هم بيرون نخواهم رفت . او با چهار هزار سپاهى برگزيده وارد شهر شده بود و نيز گفت : من اضافه بر شرط صلح از شما چيزى نخواهم گرفت ولى سپاهيان بايد در شهر اقامت و زيست كنند . گفته شده است : او در شروط صلح تسليم صد هزار سوار مقرر و آنها را بمتابعت خويش ملزم كرده بود . علاوه بر الحاق صد هزار سوار شرط كرده بود كه آتشكده‌ها و اموال و گنجهاى بت‌كده‌ها بايد به او واگذار شود و او تمام آن ثروت را دريافت كرد . بتها را ربود و گردآورد و بر يك ديگر افكند مانند يك كاخ بلند متراكم و جمع شده بود . پس از آن فرمان سوختن اصنام را داد ولى پس از ربودن زر و زيور بتها . غوزك نزد وى رفت و گفت : بر من واجب است كه حق ترا ادا كنم و سپاسگزار باشم ، اين بتها را مسوزان زيرا ميان آنها بعضى از اصنام هست كه اگر كسى آنها را بسوزاند دچار هلاك مىشود . قتيبه گفت : من بدست خود آنها را مىسوزانم . دستور داد آتش آوردند ، او تكبير كرد و آتش را در آن تل بتها افروخت آنها همه