تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
و گوارا داد . مقصود آب شور چاه زمزم است و آب شيرين چاهى را كه وليد ( خليفه ) در محل ثنية طوى در حجون حفر كرده بود كه آب شيرين از آن آمد ، آب همان چاه را حمل مىكردند و در يك حوض احداث شده در جنب چاه زمزم مىريختند كه مردم بنوشند و قدر آن آب شيرين را ( از بركت خليفه ) بدانند . آن چاه خوشيد و آب آن ناپديد گرديد بحديكه امروز اثرى از آن نمانده و جاى آن را هم كسى نمىداند . ( مقصود از مقايسهء خليفه با نماينده ترجيح وليد خليفه اموى بر ابراهيم پيغمبر خداوند است ) گفته شده است : او ( خالد ) در سنهء نود و يك بايالت مكه منصوب شد و نيز گفته شده نود و چهار كه ما آن را در همان تاريخ بيان خواهيم كرد .

بيان قتل ذاهر پادشاه كشور سند

در آن سال محمد بن قاسم بن محمد بن حكم بن ابى عقيل ثقفى كه جد او و حجاج بن يوسف حكم مذكور بوده است كشور سند را گشود و ذاهر بن صصه پادشاه سند را كشت . حجاج او ( محمد نوادهء عم او ) را بإمارت مرز سند منصوب كرد و شش هزار مرد جنگى فرستاد و همه گونه وسايل بسيج را براى آنها فراهم كرد ، حتى نخ و سوزن ( باضافه بارهاى پنبهء به سركه آلوده و پرورده شده براى استفاده از آن هنگام طبخ يا تناول طعام كه حمل سركه در شيشه سخت بود و داستان آن مفصل است در كتب تاريخ و كتاب خود ايران بعد از اسلام نقل شده ) . محمد بمكران رفت و در آنجا چند روزى لشكر زد و بعد « قنزبور » را قصد و آن را فتح كرد . از آنجا راه « ارمائيل » را گرفت و به آن رسيد و آن را هم گشود ، سپس سوى « ديبل » لشكر كشيد و روز جمعه وارد آن ديار گرديد . در آنجا كشتىهائى را كه دستور داده بود رسيد و او مردان جنگى و اسلحه و لوازم و خواربار را در آن كشتىها حمل كرد . چون در محل « ديبل » لشكر زد گرداگرد لشكر خندق حفر كرد . در آنجا سپاه را مرتب نمود و هر گروهى را در محل شايسته موضع داد و منجنيق را بكاربرد . آن منجنيق عروس نام داشت و عده‌اى كه آن را به كار مىبستند بالغ بر پانصد تن بودند . در شهر « ديبل » يك بت عظيم بنام « دقل » بر پا بود ( مقصود از بت دگل بلند و عظيم است كه يك چوب‌دار باشد و آن مانند منار