بيان جنگ و غزاى قتيبه در بخارى
در آن سال نامهء حجاج بقتيبه رسيد كه در آن نامه فرمان لشكر كشى بسوى بخارى داده بود تا وردان خداه ( خداى وردان - پادشاه ) را تعقيب كند . قتيبه با سپاه خود از رود گذشت و از ناحيهء زم كه عبور كرد با سغد و مردم كش و نسف در راه روبرو گرديد . هنوز بيابان را درنورديده با آنها جنگ كرد و ظفر يافت و راه بخارا را گرفت كه در خرقانهء سفلى لشكر زد كه در طرف راست وردان واقع بود . مردم آن سرزمين با سپاهى عظيم و بىشمار بمقابلهء او پرداختند . پس از دو روز جنگ بر آنها پيروز شد . سپس وردان خداه را قصد كرد كه او پادشاه بخارا بود ولى چيزى بدست نياورد و برگشت تا بمرو مستقر گرديد و از آنجا بحجاج گزارش داد . حجاج به او نوشت كه بخارا را براى من تصوير كن و اوضاع آن سرزمين را شرح بده . او صورتى از بخارا براى حجاج فرستاد . حجاج به او نوشت تو بايد نزد خداوند توبه كنى زيرا ( در تسامح ) مرتكب گناه شدى . بايد آن را قصد و فتح كنى . و نيز به او نوشت : « كس بكس و انسف نسف ورد وردان » يعنى سياست و كياست ، خرد و تدبير را در كش ( كه سين بىنقطه تلفظ مىشد ) به كار ببند و انسف را ويران و تباه كن و وارد وردان شو ( اين جمله يكى از موارد بلاغت عرب و رعايت جناس است كه بحث در آن خارج از موضوع ماست ) . هرگز عذر تراشى مكن و سختى راه را بهانه مگير . گفته شده است فتح بخارا در سنهء نود رخ داد چنان كه ما شرح خواهيم داد .
بيان ايالت خالد بن عبد اللّه قسرى در مكه
گفته شد : در آن سال خالد بن عبد اللّه قسرى بايالت مكه منصوب شد . او بر منبر رفت و براى مردم خطبه كرد و چنين گفت : اى مردم آيا كدام يك در خانوادهء خود بزرگتر است ؟ آيا جانشين مرد يا نمايندهء او ؟ به خدا قسم شما منزلت جانشينى را نمىدانيد . ابراهيم كه خليل الرحمن است از خداوند استسقا ( آب طلب ) كرد ، خدا به او آب شور داد و حال اينكه خليفه از خدا استسقا كرد و خداوند به او آب شيرين