بيان جنگ و غزاى نومشكث و رامثنه
گفته شد : در آن سال قتيبة بن مسلم ، نومشكث را قصد و برادر خود يسار بن مسلم را در مرو جانشين خود كرد ، چون به مقصد رسيد مردم آن شهر در خواست صلح نمودند و با آنها پيمان صلح منعقد نمود . بعد از آن رامثنه را قصد كرد و مردم آن سامان به صلح تسليم شدند . او از آنجا رفت كه ناگاه تركها باتفاق سغديان و اهالى فرغانه با پادشاه خود كورنعابون ( در طبرى كوربغانون ) كه خواهرزادهء خاقان چين بود با دويست هزار سپاهى راه را بر مسلمين گرفتند و بعبد الرحمن بن مسلم برادر قتيبه كه فرمانده عقب داران سپاه بود رسيدند . فاصله ما بين او و سپاه فقط يك ميل راه بود . چون به او نزديك شدند بقتيبه خبر داد كه ناگاه تركان به او حمله كردند و جنگ شروع شد . قتيبه ( با لشكر ) برگشت و بعبد الرحمن در حالى رسيد كه نزديك بود تركها پيروز شوند . چون مسلمين قتيبه ( عقبدار ) را ديدند دلگرم شدند و تا ظهر سخت نبرد كردند . در آن جنگ نيزك ( همراه بود ) خوب امتحان داد و دليرى كرد كه او با قتيبه بود . تركها منهزم شدند . قتيبه توانست از رود بگذرد و از طريق ترمذ بمرو برسد .
بيان كارهاى نيك وليد
در آن سال وليد بعمر بن عبد العزيز نوشت كه منازل حجاج ( و مسافرين ) را آباد و چاهها حفر كند . به او دستور داد كه فوارهء مدينه را تعمير و آب آن را ظاهر و جارى كند . او هم فواره را تعمير و آب آن را استخراج و روان نمود . چون وليد به حج كعبه رفت آن را ديد و خوب پسنديد و تعجب كرد و عدهاى براى نگهدارى آن گماشت . باهل مسجد هم دستور داد كه آب لازم را از آن بگيرند . به تمام شهرستانها هم نوشت كه طرق و راهها را هموار و آباد و هر جا كه لازم شود چاه حفر كنند . جذاميان را هم در يك محل بازداشت و روزى آنها را مقرر نمود .