تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

بيان بعضى حوادث

در آن سال عمر بن عبد العزيز ( والى مدينه ) امير الحاج بود . او نسبت بجماعتى از قريش احسان و صلهء رحم كرد . او از محل ذى الحليفه احرام كرد و چون به محل تنعيم رسيد به او گفتند : آب مكه كم است و مىترسند حجاج دچار عطش شوند . عمر گفت : بيائيد دعا كنيم . او دعا كرد ، مردم هم دعا كردند ، همين كه رسيدند باران باريد و سيل از وادى رسيد . اهل مكه از آسيب سيل شديد ترسيدند . در عرفه و مكه سيل روان شد و بر اثر آن خرمى و رفاه آمد . گفته شده است در آن سال كسى كه امير الحاج شده بود عمر بن وليد بود نه عمر بن عبد العزيز . حكام و عمال هم همان كسانى كه قبل از اين نامشان برده شده بود ( سال پيش ) در آن سال سهل بن سعد ساعدى وفات يافت . گفته شده است در سنهء نود و يك در گذشت كه عمر او بالغ بر صد سال شده بود . عبد اللّه بن بسر مازنى از ( طايفهء ) مازن بن منصور بود كه رو بد قبله نماز گذاشته بود در گذشت . ( قبل از تغيير قبله سوى بيت المقدس نماز مىگذاشتند بعد سوى مكه شد و او هر دو زمان را ادراك كرده بود ) او آخرين يارى از ياران پيغمبر بود كه در شام وفات يافت . ( بسر ) بضم باء يك نقطه و سين بىنقطه است .

آغاز سال هشتاد و نه

بيان جنگ و غزاى روم

گفته شده است در آن سال مسلمة بن عبد الملك و عباس بن وليد بن عبد الملك ( متفقاً ) قلعهء عموريه را قصد كردند . عباس بن وليد « اذروليه » را گشود . در آنجا با گروهى از روميان روبرو شد ، آنها را منهزم نمود . مسلمه هم سوى عموريه لشكر كشيد و در آنجا با روميان نبرد كرد . آنها گريختند و او هرقله و قمونيه را گشود . عباس هم صائفه را از ناحيه بذندون قصد كرد .