تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
واقع و بنا شده بود ، آن را محاصره كرد . مردم ناگزير تن به صلح دادند ، از آنجا سكه را قصد و فتح كرد ، سپس از رود بياس گذشت تا بملتان رسيد . مردم شهر با او جنگ كردند و ناگزير تن بگريز داده به شهر پناه بردند . محمد آنها را محاصره كرد . مردى نزد او رفت و گفت : من مجراى آب شهر را به تو نشان مىدهم كه با بريدن آب تسليم خواهند شد . او آبى را كه به شهر جارى مىشد بست . مردم تشنه شدند ناگزير تسليم شده تن به حكم او دادند . او هم مردان نبرد را كشت و زنان و كودكان را اسير كرد . پرستاران بت را هم كه عدهء آنها شش هزار تن بود گرفتار نمود . مال و زر بسيار بدست آورد . اموال را در خانه‌اى كه ده گز طول و هشت گز عرض داشت جمع كرد . هر چه زر بدست مىآمد در انبار از يك منفذ ريخته مىشد . آن انبار بيت ملتان ناميده شد . بعد از آن آن را بيت الفرج ناميدند ، زيرا فرج بمعنى مرز است ( و مخارج مرزداران از آن تأمين مىشد . فرج شكاف و مرز است گويا آن خانه از اول گنج بت‌خانه بوده و بطوريكه مؤلف تعبير كرده وصف آن ناقص است . از اول انبار ذخاير و محل انداختن نذر و هديه بوده است كه از بالاى انبار و از شكاف و منفذ زر و گوهر بت‌پرستان به صورت هديه و نذر انداخته مىشد كه با آن وضع بدست مسلمين افتاد و گر نه بناى جديد به صورت محل نذر و نياز ضرورت نداشت ) . بت ملتان را مردم بت‌پرست از همه جا زيارت مىكردند و اموال خود را وقف آن مىكردند و هنگام زيارت و حج سرها و ريشهاى خود را در معبد آن بت مىتراشيدند . آنها ادعا مىكردند كه آن صنم ايوب پيغمبر بوده كه جهانگير و كشورگشائى او بدان درجه رسيده بود ( موضوع ايوب و نسبت او بدان بت افسانه است ) . حجاج بمخارج لشكر كشى ( سند ) نگاه كرد ديد كه شصت هزارهزار ( ميليون ) نفقه و خرج آن شده است ، عايدات و غنائم هم صد و بيست هزار هزار درهم بود . گفت : شصت هزار هزار درهم سود ما شد بعلاوه انتقام خود را از ذاهر گرفتم كه سر او را بدست آورديم ( آن هم يك غنيمت است ) . پس از آن حجاج مرد . ما بخواست خداوند در خبر مرگ حجاج يادى از محمد ( بن قاسم ) خواهيم برد .