گفته شد در آن سال يزيد بن وليد متولد گرديد .
بيان بناى مسجد پيغمبر
گفته شده است : وليد در ماه ربيع الاول بعمر بن عبد العزيز ( والى مدينه ) نامه نوشت و دستور داد كه مسجد رسول را بنا و تعمير و خانهها و حجرهء همسران پيغمبر را داخل مسجد كند و هر چه در پيرامون مسجد هم هست تا حدود دويست گز از مالكين آن خريدارى و بصحن مسجد اضافه كند تا مسجد دويست در دويست گز باشد . به او دستور داد كه محل قبله را پيش ببرد ( از محل خود بالاتر و فراختر بسازد كه بالطبع تغيير خواهد كرد ) تو بر اين كار بيشتر از ديگران توانا هستى زيرا خويشان مبادرت ( خانوادهء عمر بن الخطاب ) با تو مخالفت نخواهند كرد . هر كه از فروش خوددارى كند ملك او را ارزيابى و با عدالت و تعيين قيمت حقيقى خانه او را بر سرش ويران كن و بهاى آن را به آنها بده و تو در اين كار مبتدى ( بدعت گذار ) نخواهى بود زيرا قبل از تو عمر و عثمان چنين ( تصرفى ) كرده بودند . عمر ( بن عبد العزيز ) آنها را احضار و نامه را براى آنها خواند . همه اجابت كردند و آمادهء دريافت حجت شدند . او هم بهاى املاك را پرداخت و آنها هم خانههاى همسران پيغمبر را ويران ( و به مسجد اضافه ) كردند . بناى مسجد آغاز شد و كارگران ( و استادان ) از شام رسيدند كه وليد آنها را فرستاده بود . وليد بشهريار روم نوشت كه من مسجد پيغمبر را ويران كردم كه از نو بسازم . او هم صد هزار مثقال زر براى او فرستاد . باضافهء چهل بار شتر كاشى ( موزائيك آن زمان ) وليد هم آن هدايا را براى عمر بن العزيز فرستاد . عمر با مردم رفته پى را ريختند و ساختمان را آغاز نمودند . گفته شد : در همان سال مسلمة بن عبد الملك كشور روم را قصد و غزا كرد و سى قلعه گشود . از آنها قلعهء قسطنطين ( مقصود قلعهء مقدم نه خود شهر كه چند قرن بعد محمد عثمانى آن را گشود ) و قلعهء غزاله و قلعهء اخرم بود در آنجا هزار تن از مستعربين ( عربشدگان ) را كشت و اموال بسيارى ربود .