عبد اللّه حكمى و قاضى آن شهر عبد اللّه بن اذينه و قاضى كوفه ابو بكر بن موسى اشعرى بودند . در آن سال عبيد اللّه بن عباس در مدينه وفات يافت . گفته شده است كه او در يمن وفات شد ، او از عبد اللّه بن عباس كوچكتر بود . در آن سال مطرف بن عبد اللّه بن شخير به مرض عمومى طاعون درگذشت در آن سال مقدام بن معديكرب كندى كه يك نحو يارى با پيغمبر داشت وفات يافت . گفته شده است در سنهء نود و يك درگذشت . در آن سال امية بن عبد اللّه بن اسيد وفات يافت . ( اسيد ) بفتح همزه ( شخير ) بكسر شين و خاء هر دو با نقطه و تشديد خاء و بعد از آن ياء است .
آغاز سنهء هشتاد و هشت
بيان فتح طوانه از بلاد روم
در آن سال مسلمة بن عبد الملك و عباس بن وليد بن عبد الملك هر دو روم را قصد و غزا نمودند . وليد بشهريار ارمنستان نوشت كه او بپادشاه روم بنويسد و به او اطلاع بدهد كه قوم خزر و شهرياران كوهستان ارمنستان همه متحد شده و قصد دارند بجنگ ما لشكر بكشند . شهريار ارمنستان بدستور و فرمان او عمل نمود . وليد هم باهل شام فرمان بسيج داد كه سوى ارمنستان لشكر بكشند كه عده بايد فزون و سپاه بايد عظيم باشد و خود بتجهيز سپاه پرداخت كه عظيم تجهيزى بود . راه جزيره را گرفتند و از آنجا ببلاد روم رفتند ( هر دو سردار برادر و فرزند خليفه بودند ) . در سرزمين روم جنگ برپا شد . سخت نبرد كردند و روميان شكست خورده گريختند ولى پس از گريز دوباره تجمع كرده سخت حمله نمودند و مسلمين تاب پايدارى نياورده تن بفرار و عار دادند ولى عباس ( فرزند وليد ) با عدهاى پايدارى و دليرى كردند . ميان آن عده ابن محيريز لخمى بود . عباس به او گفت اهل قرآن و آنانى كه خواهان بهشتند كجا رفتند و چه شدند ؟ ابن محيريز گفت آنها را ندا بده و بخوان خواهند آمد . عباس فرياد زد : اى اهل قرآن . آنها همه برگشتند . خداوند روميان را منهزم كرد تا داخل شهر طوانه شدند . مسلمين هم آنها را محاصره كردند و در ماه جمادى الاول شهر را گشودند .