تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
خدا را حمد مىكنم كه نعمت خلافت را به من داده است هان بر خيزيد و بيعت كنيد . او نخستين كسى بود كه خود را تسليت و تعزيت گفت و به خود هم تهنيت نمود . نخستين كسى هم كه با او بيعت كرد عبد اللّه بن همام سلولى بود در حالى كه اين شعر را انشاد مىكرد :
اللّه اعطاك التى لا فوقها * و قد اراد الملحدون عوقها عنك و يا بى اللّه الا سوقها * اليك حتى قلدوك طوقها
يعنى : خداوند به تو چيزى داد كه ما فوق آن چيزى نيست ( خلافت ) . ملحدين خواستند آن را بتعويق اندازند يا بازدارند ( خلافت ) آن را از تو و حال اينكه خداوند آن را سوى تو سوق داد تا آنكه طوق و قلادهء آن را در گردن تو انداختند ( قلدوك از قلاده ) . با او بيعت كرد سپس مردم برخاستند و با او بيعت كردند . گفته شده است چون وليد بر منبر فراز گرديد پس از حمد و ثناى خداوند گفت : ايها الناس هيچ كسى نمىتواند آنچه را كه خداوند پيش آورده پس كند و آنچه را پس كرده پيش آيد ( نمىتواند قضاى خداوند را تغيير دهد ) . يكى از امور قضا و قدر كه علم خداوند بدان احاطه كرده و آن را مقدر و مقرر نموده و حتى پيغمبران را مشمول آن داشته مرگ است . مرگ بخانهء پرهيزگاران و پارسايان هم راه دارد . خداوند كارهاى اين امت را بدست كسى سپرده است ( خود را گويد ) كه حق دارد نسبت بمخالفين بد دل سخت‌گير و نسبت باهل حق و فضل همراه باشد . او هر چه را خداوند برپا و بلند كرده است بر منبر مسلمين اعلان و اعلام و برپا كند . فرايض خداوند را اعم از حج كعبه و جهاد در حدود ممالك اسلام و جنگ و غارت دشمنان خدا بجا آورد و به كار برد . او نبايد عاجز يا تندرو و افراط كن باشد ، اى مردم طاعت و متابعت جماعت بر شما واجب است زيرا شيطان يار فرداست ( نه جماعت ) . اى مردم هر كه براى ما خودنمائى ( و ستيز ) كند ما آنچه را كه جاى چشم اوست از ميان بر مىداريم ( عين عبارت و مقصود سر بريدن است كه چشم در سر قرار دارد ) . هر كه هم ( از يارى ما ) خاموش بنشيند به درد خود ( كينه ) خواهد مرد .