تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
يعنى : خداوندا اگر بخواهى بازخواست كنى رنج من بسيار خواهد بود و من طاقت عذاب را نخواهم داشت و اگر عفو كنى كه تو خداوند غفور هستى و از بدكارى عفو خواهى كرد كه گناهان او مانند خاك ( فزون ) است . گفته مىشود كه اين اشعار را معاويه هنگام مرگ خوانده و بدان تمثل كرده بود . عبد الملك حق داشت كه آن همه بيم و نگرانى داشته باشد زيرا بودن حجاج يكى از گناهان او بوده است و او مىدانست كه حجاج چه كارهائى را انجام مىداد ( عقيده مؤلف است درباره هر دو ) . عبد الملك ( روزى ) بسعيد بن مسيب گفت : اى ابا محمد . من چنين ( سنگين دل ) شده‌ام كه اگر كار نيك انجام دهم خرسند نمىشوم ، كار بد هم مىكنم و پشيمان نمىشوم . گفت ( سعيد ) اكنون مرگ قلب تو كامل شده است ( دلمرد ) عبد اللّه ( مؤلف عبد الملك خواسته و اشتباه كرده است ) نخستين كسى بود كه در عالم اسلام غدر و خيانت و عهد شكنى كرده بود چنان كه شرح واقعهء عمرو بن سعيد گذشت . او نخستين كسى بود كه ديوان را از پارسى به عربى تغيير داد ، او نخستين كسى بود كه از سخن در حضور خلفاء منع و نهى نمود . قبل از آن مردم هر كارى كه داشتند بخلفاء در محضر عام مىگفتند و انجام مىگرفت . او نخستين خليفهء بخيل و خسيس بود . او را ترشح سنگ لقب داده بودند ( كنايه از سختى و عدم نم در سنگ ) ، او نخستين كسى بود كه از امر بمعروف نهى كرد كه در خطبهء خود بعد از قتل فرزند زبير گفته بود : هرگز مرا بترس از خدا و امر بمعروف مذكر ندهيد و اگر كسى مرا پند دهد گردن او را خواهم زد .

بيان خلافت وليد بن عبد الملك

چون عبد الملك را به خاك سپردند وليد از مدفن او برگشت و يكسره به مسجد رفت مردم هم گرد او تجمع نمودند . او خطبه را چنين آغاز كرد :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
ما از خداوند در اين مصيبت كه مرگ امير المؤمنين باشد يارى و صبر ميخواهيم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 127 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت