تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
طرخون و همراهان او هم برگشتند ، ثابت و حريث هم هر دو بر كار مسلط شده با استبداد و ارادهء خود كارها را اداره كردند . موسى هم امير بود ولى قادر بر هيچ كارى نبود فقط اسم امير را داشت . بموسى گفته شد تو قادر بر هيچ كارى نمىباشى و كارها در دست ثابت و حريث است كه بتدبير امور مىپردازند هر دو را بكش و كار را در دست بگير . او خوددارى كرد به او اصرار و ابرام كردند تا او نسبت به آن دو برادر بد دل شد و قصد كشتن هر دو را كرد . آنها در آن حال بودند كه ناگاه قوم هياطله و اهل ثبت و تركها با هفتاد هزار مرد جنگى به قصد آنها لشكر كشيدند . آن عده باستثناء مردان فاقد كلاهخود يا زره يا سلاح كامل بودند ، فقط كسانى بشمار آمدند كه كلاهخود و زره و سلاح كامل ديگر داشتند فرزند خازم ( موسى ) بجنگ آنها كمر بست و نبرد رخ داد . پادشاه ترك با عدهء ده هزار بر يك تل بلند قرار گرفت كه سلاح آنها از هر حيث كامل و اكمل بود . موسى گفت : اگر بتوانيد اين عده را از بلندى برانيد ساير سپاهيان مهم نخواهند بود حريث بن قطبه بر آن عده حمله كرد و سخت دليرى و پايدارى نمود تا آنها را فرود آورد و راند . حريث هم هدف يك تير شد كه به پيشانى او اصابت كرد ، بعد متاركه اعلان شد ، موسى و برادرش خازم بن عبد اللّه بن خازم شبيخون زدند تا به محل شجع پادشاه رسيدند كه در آنجا مردى را با شمشير زد و اسب را زخم زد كه شمشير را در شكم اسب فرو برد و اسب سوار خود را بر داشت تا رود بلخ كه او را در رود افكند كه دچار غرق گرديد . موسى هم از آن حمله برگشت در حالى كه دو جوان سربريده همراه داشت ، عدهء بسيارى از تركان كشته شدند . سايرين نجات يافته پا بفرار برداشتند . حريث هم پس از دو روز ( از جراحت ) مرد . اتباع موسى گفتند : ما از شر حريث آسوده شديم اكنون بايد كار ثابت را بسازى ، موسى خوددارى كرد ، ثابت بر آن توطئه آگاه شد و بر گفتگو و سعى آنان واقف گرديد . محمد بن عبد اللّه خزاعى را كه عم نصر بن عبد الحميد خزاعى عامل ابو مسلم در رى بود ( بعد از آن ) وادار كرد كه موسى را قصد كند ( و بكشد ) . به او گفت : هرگز به عربى سخن نگويد و تظاهر كند كه او يكى از گرفتاران باميان است او همچنين كرد و چون از او مىپرسيدند كيستى مىگفت : يكى از گرفتاران باميان هستم . او هم رفت و بموسى