تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
هيهات موضع جثة من رأسها * راس بمصر و جثة بالرخّج
يعنى : دور شد محل سر از تن خود سر در مصر و پيكر در رخج است . گفته شده است : هلاك عبدالرحمن در سنهء هشتاد و چهار بوده است .

بيان عزل يزيد بن مهلب از خراسان و ايالت برادرش ابو الفضل

در آن سال حجاج يزيد بن مهلب را از ايالت و امارت خراسان عزل نمود . علت عزل او اين بود كه حجاج هنگام مسافرت و قصد عبد الملك در عرض راه راهبى ديد . او بحجاج گفت من علم ( غيب و اطلاع بر احوال ) دارم . حجاج از او پرسيد آيا اطلاع بر اوضاع ما و شما و چگونگى ( حكومت ما نسبت بشما ) دارى ؟ گفت : آرى . گفت : آيا كسى كه بر شما حكومت خواهد كرد نام او در كتب شما تصريح شده يا صفات و علايم او ذكر شده است ؟ گفت : همه چيز را با وصف و نشانى مىتوانيم پيدا كنيم و بر آن آگاه شويم . گفت : آيا صفات امير المؤمنين ( عبد الملك در كتب شما ) ذكر شده است ؟ گفت : ما در كتاب خويش چنين صفتى مىبينيم كه پادشاه زمان ما كچل است و هر كه در قبال او قيام كند سرنگون و هلاك مىشود . پرسيد : بعد از او چه كسى خواهد بود ؟ گفت : وليد نام خواهد بود . پس از او كسى ( پادشاه ) خواهد بود كه نامش نام يكى از پيغمبران است كه بسبب او مردم آسوده خواهند بود . گفت : آيا مىدانى كه بعد از من چه كسى ( امير ) خواهد بود ؟ گفت : مردى يزيد نام . پرسيد : آيا صفت او را مىدانى ؟ گفت : غدر و خيانت خواهد كرد و من جز اين چيزى نمىدانم . حجاج نزد خود چنين انديشيد كه او يزيد بن مهلب باشد . پس از آن راه خود را گرفت در حالى كه از گفتهء آن راهب در فكر و حيرت بود ، بعد برگشت . بعد بعبد الملك نامه نوشت و يزيد را بد گفت ، همچنين خاندان مهلب را مذمت كرد . عبد الملك به او نوشت كه من طاعت و پيروى خاندان مهلب را از خانواده زبير ( در گذشته ) موجب نقص و عيب آنها نمىبينم . وفادارى آنها نسبت به من موجب وفادارى من نسبت به آنها خواهد بود . حجاج باز به او نوشت كه از خيانت او ( يزيد ) بر حذر باشد و گفتهء راهب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت