تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
اختلاف بود . عبد الرحمن بن مخنف به آنها گفت : اختلاف و كشمكش ( كه پيش بينى كرده بود ) آغاز شده شما پيشواى قرآن‌خوانان را بر خود مقدم بداريد و از امامت او خشنود باشيد . آنها سيد قراء رفاعة بن شداد بجلى را مقدم داشتند و راضى شدند . او هم در آن مدت پيشنماز آنها بود تا وضع دگرگون شد . پس از آن مختار اتباع خود را در بازار مرتب نمود و صفوف آنها را آرايش داد و آماده كارزار گرديد . در آن زمان در بازار بنا و دكان ساخته نبود ( بر زمين مىنشستند و داد و ستد مىكردند ) . به فرزند اشتر فرمان داد كه بجنگ مضر برود كه فرمانده آنها شبث بن ربعى و محمد بن عمير بن عطارد بود و آنها در محل كناسه مركز گرفته بودند . مختار نخواست او را بجنگ اهل يمن بفرستد زيرا ترسيد كه او در جنگ با قوم خود كوتاهى كند . او هم نزديك دار عمرو بن سعيد قرار گرفت و احمر بن شميط بجلى و عبد اللّه بن كامل شاكرى را پيش انداخت و بهر يك از آن دو فرمانده دستور داد كه كدام طريق را بگيرند تا به محل جبانه سبيع برسند . به گوش هر دو هم گفت : شبام ( طايفه از همدان ) به او اطلاع دادند كه از پشت سر بر دشمن حمله خواهند كرد . آن دو فرمانده با همان دستور رفتند اهل يمن بر آمدن آنها آگاه شدند ناگزير دو دسته شده بجنگ پرداختند . سخت جنگ كردند جنگى كه مردم مانند آن نديده بودند . ناگاه اتباع احمر بن شميط گريختند . احمر پياده شد و خود و جماعتى از دليران سخت پايدارى كردند . همچنين اصحاب ابن كامل ( شاكرى ) گريختند و نزد مختار برگشتند . مختار گفت : در پشت سر چه داريد ؟ گفتند : گريختيم ولى احمر بن شميط پياده شد و دليرانه جنگ كرد عده هم با او پايدارى كرده‌اند . اتباع ابن كامل گفتند ما از ابن كامل خبر نداريم و نمىدانيم او چه كرده ؟ مختار آنها را دوباره برگردانيد و خود هم با آنها بود تا به محل نبرد كه پيرامون دار عبد اللّه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت