تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
به او گفت : من آنها را در هر چه خواسته‌اند خشنود خواهم كرد . و هر چه آنها دوست دارند انجام خواهم داد . و نيز گفته بود كه تو املاك ( فى اسلام ) ما را ميان غلامان ما تقسيم كردى . مختار گفت : اگر من املاك را دوباره بشما واگذار كنم آيا با من بجنگ بنى اميه و ابن زبير خواهيد پرداخت ؟ و آيا با من عهد خواهيد كرد كه با هر دو گروه نبرد بكنيد ؟ قسم ياد خواهيد كرد و اطمينان به من خواهيد داد كه وفادار و پايدار باشيد ؟ شبث به او گفت . بگذار من با همگنان خود مشورت و گفتگو كنم . او رفت و ديگر برنگشت و آنها همه بر جنگ با مختار تصميم گرفتند . شبث بن ربعى و محمد بن اشعث و عبد الرحمن بن سعيد بن قيس و شمر ( بن ذى الجوشن ) همه جمع شده نزد كعب بن ابى كعب خثعمى رفتند و با او مذاكره و گفتگو نمودند . او هم با آنها موافقت كرد از آنجا نزد عبد الرحمن بن مخنف ازدى رفتند و او را باتحاد و همراهى دعوت كردند او گفت : اگر پند مرا بشنويد و اطاعت كنيد هرگز قيام و خروج نخواهيد كرد زيرا من مىترسم شما دچار اختلاف و پراكنده شويد و حال اينكه سواران و دليران و پهلوانان شما با آن مرد ( مختار ) هستند و آنها مانند فلان و فلان ( نام برد ) . غلامان و هم پيمانان شما هم با او هستند و آنها همه متحد مىباشند ، و غلامان شما نسبت بشما كينه دارند و عداوت آنها نسبت بشما سخت مىباشد آنها با شما به اندازه دليرى و شجاعت عرب جنگ خواهند كرد باضافه آن شجاعت عداوت عجم هم خواهد بود . ( كينه جو ) اگر شما صبر كنيد سپاه شام شما را از جنگ با آنها بىنياز خواهد كرد . همچنين اهل بصره كه خواهند رسيد و خواهند جنگيد و شما را بىنياز خواهند كرد آنگاه شما نيروى خود را صرف جنگ داخلى و ما بين خود نخواهيد كرد . آنها گفتند : ما ترا به خدا سوگند مىدهيم كه با ما مخالفت مكن و كار ما را پريشان و دچار فساد مساز كه بر اين رويه متحد شديم و تصميم گرفتيم . او گفت : من يكى از افراد شما هستم اگر بخواهيد بشوريد بكنيد هر چه مىدانيد . آنها هم بعد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 90 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت