تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
را بعبد اللّه و ميسره را بسعر و فرماندهى سواران را بورقاء واگذار كرد و خود پياده شد و بر تختى كه ميان پيادگان نصب شده بود نشست و گفت : اگر بخواهيد از امير خود دفاع كنيد بكنيد و گر نه بگريزيد و او را بگذاريد . او در آن حال فرمان ميداد و گاهى هم در حال غش و اغما از خود بىخود مىشد و چون به هوش مىآمد باز فرمان ميداد . مردم ( دو لشكر متحارب ) در آغاز بامداد در روز عرفه جنگ را آغاز نمودند و تا نزديك نيم روز سخت نبرد كردند كه اهل شام در آن هنگام شكست خورده گريختند لشكرگاه آنها هم تاراج شد . اتباع يزيد ( فرمانده شيعيان ) بربيعة بن مخارق ( فرمانده شاميان ) كه در حال گريز بود رسيدند در آن هنگام او پياده شده بودند اميداد و فرياد مىزد اى حق‌پرستان من فرزند مخارق هستم بدانيد كه شما با بندگان پست و گريختگان و بر كشتگان از اسلام جنگ ميكنيد . جمعى ( از شاميان برگشته با و ايستادند و جنگ كردند و جنگ سخت‌تر گرديد و باز اهل شام گريختند و ربيعه بن مخارق ( فرمانده آنها ) كشته شد . عبد اللّه بن ورقاء اسدى و عبد اللّه بن حمزه عذرى هر دو در قتل او شركت كردند . مدت يك ساعت بر فرار آنها گذشت كه عبد اللّه بن جمله با عده سه هزار تن رسيد و گريختگان را برگردانيد . يزيدهم در باقلى لشكر زد و شب را در آنجا گذرانيد كه هر دو لشكر تا صبح بنگهبانى و حراست ( از بيم شبيخون ) مشغول بودند . روز عيد اضحى هنگام بامداد بجنگ پرداختند جنگ بسيار سخت بود تا هنگام ظهر كه هر دو لشكر براى نماز دست كشيدند و باز جنگ آغاز شد تا شب فرا رسيد كه اهل شام در آغاز شام گريختند ابن جمله ( فرمانده ) با جماعتى ماند كه سخت نبرد و دفاع ميكردند عبد اللّه بن قراد خثعمى بر او حمله كرد و او را كشت . اهل كوفه هم لشكرگاه شام را با هر چه در آنجا بود غارت كردند . و كشتار عظيمى در اهل شام واقع شد و عده سيصد مرد از آنها اسير گرفتند كه يزيد ( فرمانده شيعيان ) در حال مرگ و آخرين