تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
كرد و اجازه ورود نداد . آنها ماندند تا شب فرا رسيد به شهر داخل شده و هر يكى بخانهء خود رفتند و بدان حال ماندند تا حجاج امير شد و بكوفه رسيد .

بيان عزل بكير بن وشاح از خراسان و ايالت امية بن عبد اللّه بن خالد

در آن سال عبد الملك بكير بن وشاح را از ايالت خراسان عزل و بجاى او امية بن خالد بن اسيد را نصب نمود . مدت ايالت بكير دو سال بود . علت عزل او اين بود كه تميم ( قبايل ) نسبت به او متخلف شده بودند . مقاعس و بطون ( از قبايل تميم ) براى بحير تعصب كرده درباره بحير از او باز خواست مىكردند ولى اوف و ابناء ( از قبايل تميم ) براى بكير تعصب داشتند . تمام آن طوايف از تميم بودند . مردم خراسان بيم آن را داشتند كه اختلاف آنها بجنگ و ستيز بكشد و موجب تباهى و فساد و ويرانى خراسان گردد و مشركين ( غير از مسلمين ) بر آنها چيره شوند . بعبد الملك نوشتند و نيز چنين اظهار عقيده و راى نمودند كه بايد امير و والى از قريش فرستاده شود كه قبايل نسبت به او حسد و تعصب نداشته باشند . عبد الملك درباره انتخاب چنين اميرى مشورت كرد اميه گفت : اى امير المؤمنين مردى از خاندان خود براى آنها بفرست گفت : اگر تو در جنگ ابو فديك نميگريختى حتما ترا مىفرستادم گفت : اى امير المؤمنين به خدا قسم من نگريختم ولى مردم ( لشكر ) مرا بىيار و ياور گذاشتند و رفتند بحديكه يك تن با من نمانده بود كه نبرد و دفاع كند كه من بتوانم بيك گروه پايدار ملحق شوم و بجنگ ادامه دهم حتى كسى نمانده