درگذشت كه او يك نحو يارى و صحبت با پيغمبر داشت .
( رافع بن خديج ) بفتح خاء نقطه دار و كسر دال بىنقطه و ( معاوية بن حديج ) بضم حاء بىنقطه و فتح دال بىنقطه و آخر آن جيم است .
سنه هفتاد و چهار
در آن سال عبد الملك طارق را از حكومت مدينه عزل و حجاج را بجاى او نصب نمود . او مدت يك ماه در آن شهر اقامت گزيد و درباره ياران چنين كرد و چنان كه شرح آن گذشت از شهر مدينه به قصد عمره خارج شد ( متوجه مكه گرديد ) . در آن سال حجاج بناى كعبه را كه بدست ابن زبير برپا شده بود ويران نمود و آن را به حال سابق گردانيد و حجر ( اسود ) را از آن ( بناى ابن زبير ) بيرون برد . عبد الملك مىگفت :
ابن زبير دروغ گفته كه از قول عائشه نقل كرده بود كه حجر جزء خانه ( كعبه ) است چون به او ( عبد الملك ) گفته شد كه ديگران غير ابن زبير هم اين گفته را تأييد مىكنند كه عائشه چنين روايتى را از پيغمبر كرده او گفت : اى كاش من اين كار ( بيرون بردن حجر ) را نمىكردم . در آن سال عبد الملك ابو ادريس خولانى را قاضى نمود . ( محل معلوم نشده و ممكن است قاضى القضاة بوده آن هم در دمشق يا جاى ديگر ) .