تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
را از عاقبت كار بر حذر و هشيار كردم كه چون اول و آخر مرگ است بهتر اين است با عزت بميرند نه با خوارى من به آنها گفتم شمشيرها را برهنه و حمله كنند به خدا سوگند اگر اين كار را مىكردند همين پسرك ترا ( موسى ) مرعوب و بيمناك مىكردند و او را بنجات خود بجاى انتقام برادر مشغول مىكرد آنها تكليف و اصرار مرا رد كردند . اگر حمله مىكردند هر يكى از آنها تا عده از رجال را نكشد كشته نمىشود . ابن خازم دستور داد كه او را جدا بكشند مسلمة بن محارب مىگفت . احنف بن قيس چون كشتن آنها را به ياد مىآورد مىگفت : خداوند ابن خازم را زشت و بد بدارد زيرا رجال بنى تميم را بخونخواهى فرزند كودك و احمق خود كشت : اگر يك مرد را بانتقام فرزند مىكشت كافى بود . گفته شده : چون خواستند زهير بن ذويب را بكشند امتناع كرد و خود نيزه را به شكم خويش حواله كرد و فشار داد و جست تا آن را فرو برد و مرد . ابن بشر عثمان بن بشر محتفز مارنى و ورد بن فلق عنبرى هم با او كشته شدند . حريش بن هلال در رثاء آنها اشعارى سرود .

بيان بعضى حوادث

عبد اللّه بن زبير ( مدعى خلافت آن عصر ) بعنوان امير حاج حج نمود . حكومت مدينه بمصعب بن زبير از طرف برادرش سپرده شده بود . در بصره هم حارث بن عبد اللّه بن ابى ربيعه امير بود . قاضى بصره هم هشام بن هبيره بود . كوفه هم تحت تسلط مختار و خراسان در تصرف عبد اللّه بن خازم بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 123 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت