تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بر سر پل رخ داد ( حاملين كرسى كه يك بدعت عجيب بود ازدحام نمودند ) مختار باتفاق ابراهيم سوى پلهاى جالوت رهسپار شد كه آن محل در جنب دير عبد الرحمن واقع شده بود ناگاه حاملين كرسى را در آنجا ديد كه بكرسى توسل نموده براى نيل پيروزى دعا مىكردند در آنجا خواست با ابراهيم وداع كند و بر گردد اندكى توقف نمود و بابراهيم پند داد و گفت : از خدا در هر حال نهان و آشكار بينديش و لشكر كشى را تسريع كن هر گاه با دشمن روبرو شوى فوراً بدون اندك تامل و در همان ساعت حمله كن و به او مجال مده و منتظر شب مشو تا آنكه دشمن را ( هلاك كرده ) نزد خداوند محاكمه خواهى كرد . آنگاه از او پرسيد آيا نصيحت مرا خوب حفظ كردى ؟ ابراهيم گفت : آرى . گفت : برو خدا همراه تو سپس خود برگشت لشكرگاه ابراهيم هم در محل حمام اعين بود و از همان محل لشكر كشيد . پس از مراجعت مختار ابراهيم رهسپار شد تا بحاملين كرسى رسيد ديد آنها گرد كرسى تجمع كرده دستها را به آسمان برده براى طلب نصرت تضرع مىكردند . ابراهيم گفت : « اللهم لا تؤخذنا بما فعل السفهاء منا » خداوند ما را با كردار بىخردان ما كيفر مده . ( آيه قرآن ) . اين سنت و عادت بنى اسرائيل است كه گوساله را پرستيدند . چون ابراهيم و لشكر او از پل گذشتند حاملين و معتقدين بكرسى برگشتند ( و پراكنده شدند كه از همان محل تجمع كرده و آن بدعت را بوجود آورده بودند ) .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت