بيان علت ايجاد كرسى مختار كه اتباع او بدان توسل كرده بودند
طفيل بن جعده بن هبيره گويد : ورق ( كاغذ ) لازم داشتم نزديك روغن فروش كه همسايه ما بود ( لوازم فروشى ) رفتم . در آنجا يك كرسى كهنه و چركين ديدم . با خود گفتم اگر من نزد مختار بروم و به او بگويم كه من يك كشف عظيم ( براى پيروزى تو ) كردهام خواهيد پذيرفت . رفتم و گفتم : من يك راز سودمند دارم و تاكنون مخفى كردن آن را روا مىداشتم ولى ناگزيرم كه راز را براى رستگارى تو ابراز كنم . من هم قبل از آن كرسى را از آن مرد روغن فروش خريده و آماده كرده بودم . مختار پرسيد :
آن راز چيست ؟ گفتم : جعده بن هبيره ( مشهور ) يك كرسى داشت كه چون بر آن مىنشست اسرار عالم براى او كشف مىشد . مختار گفت سبحان اللّه . من هم كرسى را شستم و پاك و آماده حمل كردم عمداً تقديم آن را يك روز عقب انداختم ( كه مختار تشنه آن بشود ) چون آن را شستم مانند سيم و زر خالص و درخشان گرديد نزد مختار بردم و او به من دوازده هزار درهم داد . بعد از آن مختار براى نماز عام دعوت كرد