تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
بفرمان و حكم شخص عمر تن داده تسليم شد . از قلعه فرود آمد و بگرفتارى تن داد . او را بند كردند . غنايم را ما بين خود تقسيم نمودند بهره سوار سه هزار و بهره پياده يك هزار بود . آن دو مرد كه يكى نزد نعمان رفته و ديگرى با تير امان خواسته بودند رسيدند . به آنها امان دادند همچنين بكسانيكه در خانه خود را بر خود بسته باشند ( دست از ستيز بردارند ) . در آن شب عده بسيارى از مسلمين كشته شدند . از جمله كسانى كه بدست شخص هرمزان كشته شده بودند . مجزاة بن ثور و براء بن مالك بودند ( هر دو از ياران پيغمبر ) ابو سبره شخصا گريختگان را تا شوش دنبال كرد . شهر شوش را محاصره كرد . نعمان بن مقرن و ابو موسى هم هر دو با سپاه خود رسيدند و به شهر احاطه نمودند . خبر واقعه را بعمر نوشتند . عمر نوشت : ابو موسى به محل امارت خود كه بصره باشد برگردد كه سيمين بار امارت او در آن ديار بود . او از پيرامون و فراز شوش سوى بصره روانه شد . زر بن عبد اللّه بن كليب فقيمى هم جنديسابور را قصد نمود . او از ياران پيغمبر بود كه آن شهر را محاصره نمود . عمر فرماندهى سپاه بصره را باسود بن ربيعه كه يكى فرزندان بنى ربيعه بن مالك بود و او هم از ياران بود واگذار نمود لقب اسود هم مقترب بود . اين مرد كه اسود باشد بعنوان نماينده بر پيغمبر وارد شد و گفت : من آمده‌ام به يارى تو نزد خداوند تقرب جويم . پيغمبر هم لقب : مقترب را به او داد . ابو سبره عده نماينده نزد عمر فرستاد كه انس بن مالك و احنف بن قيس از آنها بودند هرمزان را هم با آنها فرستاد . آنها هرمزان را بمدينه وارد كرده لباس ديبا و زركش او را بتن او كرده ، تاج مرصع و مكلل بياقوت ( و جواهر ) را بر سر او نهادند و تمام زر و زيور مخصوص او را بر او كشيدند و آويختند تا عمر او را بدان حال
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 386 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت