كرد كه هر يك سوار اسب و جنيبت بىبار را با خود مىكشيدند ( اسبها خسته نشوند و بكارزار آيند ) . نعمان هم رسيد و از حرقوص و سلمى و حرمله ( سه سردار ) گذشت و آنها را پشت سر گذاشت و يكسره هرمزان را كه در رامهرمز بود قصد نمود . چون هرمزان بر حمله نعمان آگاه شد خود با لشكر خويش با نهايت چابكى و چالاكى بنبرد او شتاب كرد و نزد خود چنين انديشيد كه سپاه او را تباه كند و كار را پايان دهد . نعمان و هرمزان در محل « اربك » با يك ديگر مقابله نمودند . نبرد سخت رخ داد . خداوند عز و جل هرمزان را منهزم نمود و رامهرمز را تهى كرد و بشوشتر رفت نعمان هم رامهرمز را گشود و در آن شهر منزل گزيد سپس سوى ايذج ( ايذه - بختيارى كنونى ) فراز گرديد . تيرويه با او صلح كرد و شهر ايذج را تسليم نمود .
او برامهرمز برگشت و در آن شهر قرار گرفت . اهل بصره هم رسيدند و در سوق الاهواز منزل گزيدند ولى قصد آنها اهواز بود به آنها خبر رسيد كه كار پايان يافته و هرمزان راه شوشتر را گرفته آنها هم او را دنبال كردند . نعمان هم لشكر خود را بدانجا سوق داد . هرمزان با سپاهى كه از مردم پارس و كوهستان و اهواز جمع كرده بود تحصن نمود و گرداگرد سپاه خود را خندق كند . حرقوص و سلمى و حرمله و جزء ( سرداران ) هم رسيدند و شوشتر را محاصره كردند . عمر هم ابو موسى را به يارى آنها فرستاد و فرماندهى سپاه بصره را به او سپرد . مسلمين ايرانيان را مدت يك ماه محاصره كرده بسيارى از آنها را كشتند در آن نبرد براء بن مالك كه برادر انس بن مالك بود كشته شد ( هر دو از ياران پيغمبر ) آن مرد دلير صد بار در پاى حصار مبارزه كرد ( كه صد پهلوان كشت ) غير از سايرين كه در وقايع ديگر غير مبارزه ( بدست خود ) كشت . مجزاة بن ثور و كعب بن ثور و چند تن از اهل بصره و كوفه هم هر يكى باندازهء همان عده ( صد ) كشتند . مشركين كه در شهر شوشتر محصور بودند هشتاد بار بر مسلمين حمله نمودند كه گاهى آنها پيروز مىشدند و گاهى مسلمين . چون هجوم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 384
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٨٤