تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
حويه تميمى هم با سيصد سوار بدنبال آنها تاخت و بعد سواران ديگر هم به او پيوستند تا بجالينوس ( سردار جانشين رستم ) رسيد كه او گريختگان را جمع نموده بود . زهره جالينوس را كشت و سلاح و سلب او را ربود . گريختگان را هم ميان خراره و سيلحين و نجف محاصره كرد و همه را كشت . آنها با اسرا برگشتند جوانى از قبيلهء نخع ديده شد كه هشتاد مرد ايرانى را اسير كرده ميراند . سعد سلب جالينوس را كه بسيار گرانبها بود ديد و آن را بيش از استحقاق زهره دانست ناگزير دربارهء آن كه آيا بقاتل بعنوان نفله واگذار يا مقدارى از آن به او بدهد و بقيه را ميان مسلمين تقسيم كند در اين خصوص بعمر نامه نوشت عمر هم بسعد پاسخ داد : تو بزهره چنين ميكنى و حال اينكه تقوى و عبادت و نماز او مسلم و مشهور است و تو هنوز در حال جنگ هستى و به او نيازمند مىباشى . چگونه دل او را ميشكنى و او را نااميد ميكنى ؟ تمام سلب و سلاح جالينوس را بعنوان نفله و غنيمت خاصه به او بده علاوه بر اين او را بر ساير همگنان مقدم بدار و در عطا پانصد ( درهم ) بر استحقاق او اضافه كن ( مراتبى در عطا و ماهانه داشتند كه از پرداخت ماهانه معلوم ميشد ) چون مسلمين گريختگان ايرانى را دنبال ميكردند وضع و حال آنان چنين بود كه هر كسى كه بيك سوار پارسى اشاره ميكرد او تسليم و پياده ميشد . و ساز و برگ و سلاح خود را مىداد و گاهى هم با سلاح خود كشته ميشد . گاهى هم به دو سوار فرمان داده مىشد كه يكى ديگر را بكشد و آنها اطاعت ميكردند . سلمان بن - ربيعه باهلى و عبد الرحمن بن ربيعه هر دو گروهى را دنبال ميكردند . آن گروه پايدارى كرده ، درفش خود را برافراشته آمادهء نبرد شدند . آنها گفتند : ما اينجا را ترك نميكنيم تا بميريم سلمان و اتباع او آنها را كشتند . پس از شكست بيشتر از سى گروه از ايرانيان پايدارى و استقامت نمودند . هر گروهى يك رئيس داشتند . آنها همه از ننگ و عار فرار پرهيز مىنمودند . در قبال آنها بيشتر از سى گروه مسلمان آنها را قصد نمودند هر گروهى از مسلمين هم يك رئيس داشتند