تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
در حالى كه تخت را نمىديدند . ( از شدت گرد و خاك ) . همه تكبير گفتند : خبر بسعد رسيد اسلحه و سلب رستم را بعنوان نفله به او بخشيد ولى كلاه او را آب برده بود آن كلاه صد هزار درهم قيمت داشت . گفته شده هنگامى كه هلال برستم حمله كرده بود رستم او را هدف تير كرده كه پاى او را بركاب دوخته بود با همان حال هلال او را گرفت و كشت و سر او را بريد و آويخت و فرياد زد كه من رستم را كشتم . قلب مشركين شكست و آنها منهزم شدند . جالينوس پشت آنها را گرفت و فرياد زد ، هان از اين طرف بگذريد آنها پروانه‌وار بر رود هجوم و خود را دستخوش آب كردند . مسلمين هم آنها را از پشت با نيزه مىكشتند كه يكى از آنها زنده نماند كه به ديگران خبر دهد . آنانى كه با زنجير بسته شده بودند ( صفوف سلسله‌دار كه شرح آن گذشت ) سى هزار مرد مسلسل بودند ( با سلسله بسته ) همه كشته شدند ( چون به يكديگر بسته شده و قادر بر فرار نبودند ) . ضرار بن خطاب هم درفش كاويان را ربود كه آن علم اكبر ( و بزرگترين پرچم تاريخى ) بود . او آن غنيمت را بسى هزار درهم فروخت ( علم را ) ولى قيمت آن درفش هزار - هزار ( يك ميليون ) و دويست هزار بود . در آن روز تنها در ميدان ده هزار مرد كشته شدند اين عده غير از كشتگان سه روز پيش بود ، از مسلمين هم قبل از شب هرير دو هزار و پانصد تن كشته شدند . ولى در شب هرير و روز قادسيه ( آخرين روز ) شش هزار تن كشته شدند . آنها را در خندق نزديك مشرق ( بتشديه - نام محل ) دفن كردند آنانى كه قبل از شب هرير كشته شده بودند در مشرق به خاك سپرده شدند اموال و اسلحه و رخت و سلب كه غنيمت شده بود مانندى نداشت . سعد هم نزد هلال فرستاده او را پيش خويش خواند و چگونگى رستم را از او پرسيد . به او هم گفت : او را لخت كن مگر موضعى كه نخواهى رسوا شود . او هم آن پيكر را عريان نمود و هيچ چيز براى پوشيدن آن نگذاشت و سلب او را ربود . سعد بقعقاع و شرحبيل فرمان داد كه گريختگان را دنبال كنند . آنها هم ايرانيان را تا محل خروش رود ( خراره ) پى كردند كه آخر قادسيه بود . زهره بن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 270 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت