تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
و آنها را بر سايرين مقدم ندارم . من آنها را به اين امتياز اختصاص ندادم مگر اينكه بمرتبه و لياقت آنها پى بردم آيا مهاجرين نسبت بانصار چنين مىكردند ( يا خود را بهتر و برتر مىدانستند ) با اينكه هر دو گروه ( مهاجرين و انصار ) در صف يك ديگر جنگ مىكردند ( ولى اين امتياز را ربودند ) . عرب در همه جا ميان عدن و عذيب و ابله و ايله ( اماكن معروف در چهار جهت جزيرة العرب ) نتيجه جنگ قادسيه را مترصد و منتظر بودند كه بدانند غلبه نصيب كدام يك از دو طرف باشد زيرا اثبات و زوال ملك عرب منوط به همان نتيجه بود . در هر شهرى هم گروهى مستعد كسب خبر بودند كه بدانند كار قادسيه چگونه خاتمه يافت . اين نگرانى و انتظار به حدى رسيده بود كه هر مردى كارى را كه ميخواست انجام دهد دست نگهداشته منتظر پايان كار قادسيه بود و ميگفت . اين كار را نميكنم تا كار قادسيه يكسره شود ( خوددارى از معاملات و انجام امور ) . چون واقعهء قادسيه خاتمه يافت اجنه خبر آن را شايع كردند و بشر آن خبر را از جن دريافته به همه جا رسانيدند ( همه مؤرخين قائل به اين بودند كه جن خبر فتح قادسيه را قبل از رسيدن مخبرين منتشر نمودند و هيچ يك از آنها متوجه فساد اين خرافات نشده‌اند ) اجنه در رسانيدن اخبار قادسيه سبقت جسته بودند . سعد هم مژده فتح و ظفر را نوشت . نام مقتولين را هم برد نامه را هم بتوسط عميله فزارى ( پيك مخصوص ) فرستاد عمر همه روز خارج شهر مدينه رفته از مسافرين تازه وارد اخبار قادسيه و آن نواحى را استفسار و تحقيق مىكرد و هنگام ظهر به خانه خويش برمىگشت . چون پيك