لشكرهاى ايران يكى از دو حال داشتند . بعضى تن بفرار داده و جمعى استوار بودند يكى از فرماندهان لشكر كه فرار اختيار كرده هرمزان بود . او روبروى عطارد ( كه يكى از سران عرب ) بود .
( هرمزان داستانى عجيب داشت كه شرح آن خواهد آمد ) و نيز أهود ( سردار ايرانى ) كه در قبال حنظلة بن الربيع منشى و نويسنده پيغمبر ( كاتب وحى ) بود .
همچنين زاد بن بهيش كه مقابل عاصم بن عمر ( و ) و قارن آنهايى كه پايدارى نموده تا كشته شدند شهريار بن كنارا كه در قبال سلمان بن ربيعه بود . همچنين فرزند هربذ كه در قبال عبد الرحمن بن ربيعه بود فرخان اهوازى كه روبروى بسر بن ابى رهم جهنى بود و نيز خشرسوم همدانى كه مقابل هزيل كاهلى بود كشته شد مسلمين برگشتند كه اين سرداران پايدارى و جنگ نمودند تا همه كشته شدند . مؤذن آنها هم كشته شد .
مسلمين درباره برگزيدن مؤذن اختلاف نمودند كه نزديك بود با هم جنگ كنند .
سعد قرعه كشيد بر مردى اصابت نمود و او را برگزيد كه او اذان گفت كسانى كه در آن جنگ خوب امتحان داده دليرى كردند بامتياز پانصد درهم ( مانند رتبه و منصب ) اختصاص يافتند كه از همه برتر محسوب مىشدند .
بيست و پنج تن بودند كه زهره و عصمت ضبى و كلج در مقدمه آنها بشمار آمدند آنهايى كه قبل از آن جنگ ( قادسيه ) در جنگهاى عراق بودند كه ايام ناميده ميشد ( جمع يوم كه هر جنگى در يك روز معروف رخ داده بود و عرب جنگها را بنام ايام موسوم مىكرد كه يوم فلان و فلان الى آخر ) بدريافت سه هزار ممتاز شدند . بعمر ( كه او آن دستور و امتياز را داده بود ) گفته شد چرا دليران قادسيه را به اين امتياز دلگرم نمىكنى گفت هرگز كسانى را كه بدرجهء آنها نرسيدهاند به آنها ملحق نخواهم كرد و نيز گفته شد كه اى كاش كسانى را كه متحمل مشقت و دورى از منزل شده به آنها ملحق ميكردى ( اضافه ميدادى ) گفت : چگونه مىتوان ما بين آن دليران كه آفت دشمن هستند و سايرين ( كه دليرى آنها را ندارند ) مساوات دهم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٢