تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
هم كارى ديدند كه هرگز مانند آن را نديده بودند . صداها و اطلاعات هم از هر دو فرمانده ، سعد و رستم بريده شد . سعد هم مشغول دعا شد . چون صبح طلوع كرد مردم ( مسلمين ) آغاز رجزسرائى نمودند . او دانست كه عرب غلبه نموده او در نيمه شب فقط صداى قعقاع را شنيده بود كه رجز مىخواند و مىگفت ،
نحن قتلنا معشر او زائد * اربعة و خمسة و واحدا نحسب فوق اللبد الاساودا * حتى اذا ماتوا دعوت جاهدا اللّه ربى و احترزت عامدا
معنى ( بدين مضمون ) ما آن گروه را كشتيم و كشتن آنها فزون يك يك و چهار و پنج بود . شيرهاى افتاده را مىشماريم ( در اين جا عبارت شاعر يكى از موارد بحث ادبا مىباشد زيرا تعبير بأساود يك مشكل ادبى محتاج بتحقيق است و « اسد » بمعنى برانگيختن درندگان و سگها مىباشد . ليد هم يال شير است و در اينجا مراد زره و لباده دليران است كه مقصود از لباده‌هاى افتاده كشتگان شمرده مىشوند و اگر حمل بر سهل‌انگارى مترجم نميشد بدين توضيح اقدام نمىكرديم ) . هنگامى كه آنها مردند من با جد و جهد دعا كردم . خدا را به يارى دعا كردم و عمدا پرهيز نمودم . قبيلهء كنده هم ترك طبرى را كه سردارى بزرگ بود كشت . مردم در بامداد آن شب كه ليله هرير يا شب قادسيه ناميده شد خسته تا صبح نخوابيده بودند با آن حال قعقاع مردم را بدنبال خود كشيد و گفت ، يك ساعت شكيب داشته پايدارى كنيد كه غلبه نصيب قومى خواهد بود كه خود بجنگ مبادرت كرده پيش روند . حتما صبر با ظفر توأم خواهد بود . شما شكيبائى كنيد سران سپاه دعوت او را اجابت نموده پيش افتادند بحديكه ما بين او و جنگجويان دشمن حائل و سپر واقع شدند و آن هنگام طلوع صبح بود چون قبايل عرب ديدند كه روساء و سالاران آنان پيش رفته نبرد را