تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
او را دنبال كردند و به او نرسيدند . اما عمرو از اسفل رود گذشت ، حمله كرد و بازگشت مسعود بن مالك اسدى و عاصم بن عمرو و ابن ذى البردين و ابن ذى السهمين ( داراى دو سهم ) و قيس بن هبيره اسدى و جمعى مانند آنها ( از حيث دليرى ) به اطراف خود توجه نكرده جز پيشرفت و رخنه در صف دشمن هدفى نداشتند ( يكسره حمله نمودند ) . ايرانيان نيز صف پيش‌روان خود را مقدم كرده تصميم بر هجوم عام گرفتند . مردم ( مسلمين ) بدون اجازه و فرمان سعد بمقابله مهاجمين شتاب كرده حمله نمودند ، در آن نبرد خالد بن يعمر تميمى عمرى از پا افتاد نخستين كسى كه بحمله پرداخت قعقاع بود . سعد گفت : خداوندا از خطا و تمرد او ( كه بدون فرمان مبادرت كرده ) عفو و او را يارى كن . من هم اگر چه اجازه نداده بودم اكنون اجازه مىدهم و حمله او را تصويب مىكنم ( كه گناهكار نباشد ) . سپس گفت : من چنين مىبينم كه اين كار بصلاح ما باشد پس اگر من سه بار تكبير نمودم شما عموما حمله كنيد . آنگاه در نخستين تكبير قبيله اسد حمله نمود ( صبر نكرد تا سه تكبير انجام گيرد ) سعد گفت : خداوندا اين را هم عفو و آنها را يارى كن . بعد از آنها قبيله نخع حمله نمود و باز سعد گفت : خداوندا آنها را ببخش و يارى كن ، بعد از آنها قبيله بجيله حمله كرد ( باز منتظر فرمان نشدند ) و باز سعد گفت : خدا آنها را ببخشد و پيروز نمايد . بعد قبيله كنده حمله كرد و باز همان گفته را تكرار نمود . بعد از آن روساء ( سرداران و دليران ) حمله كردند در حالى كه آسياى جنگ بر سر قعقاع مىگشت . حنظلة بن الربيع با گروهبانان پيش رفت طليحه و غالب و حمال كه از دليران بودند حمله نمودند پس از اينكه سعد سه تكبير را گفت تمام سپاهيان حمله نمودند . مردم بهم پيوستند . با دشمن آميختند ، شب هم رسيد و آنها نماز عشا را ( در حال جنگ ) ادا نمودند . صداى آهن ( سلاح ) مانند صداى سندان آهنگران بود . آن شب را تا صبح بدان حال ( نبرد ) پايان دادند . خداوند هم به آنها صبر و ثبات عطا فرمود ، سعد هم شب را بحالى گذرانيد كه هرگز مانند آن نديده بود . عرب و عجم هر دو