و « مهما » آيد نحو * ( ما يَفْتَحِ الله لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها . . . ) * فاطر : 2 .
* ( وَقالُوا مَهْما تَأْتِنا بِه مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ) * اعراف :
132 . و در آيهء * ( فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثانِ ) * حجّ : 30 . خالى از « ما - مهما » است . باقى معانى در كتب لغت ديده شود .
منع :
باز داشتن . ضدّ عطا كردن .
* ( ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ) * اعراف :
12 . چه چيز باز داشت اينكه سجده نكنى آنگاه كه امرت كردم ؟
مَنُوع : مبالغه است يعنى بسيار باز دارنده * ( وَإِذا مَسَّه الْخَيْرُ مَنُوعاً ) * معارج : 21 چون خير به او رسد بسيار مانع و بخيل است .
مَنّاعِ نيز مبالغه است بمعنى شديد المنع * ( مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ) * قلم :
12 .
منّ :
( بفتح ميم ) طبرسى ذيل آيهء 262 بقره و 164 . آل عمران ميگويد :
من در اصل بمعنى قطع است و از آنست * ( لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ) * فصلت : 8 . يعنى براى آنهاست پاداش غير مقطوع و ابدى . منّت نهادن و برخ كشيدن نعمت را از آن منّة گويند كه وظيفهء نعمت شده را قطع مىكند ( ديگر بر او لازم نيست در مقابل نعمت تشكر كند يا چيز ديگرى انجام دهد ) ايضا منّة بمعنى نعمت است كه شخص بواسطهء آن از گرفتارى قطع و خارج مىشود .
اين مطلب مورد تأييد فيومى در مصباح است و ممنون را بمعنى مقطوع گفته و گويد مرگ را از آن منون گويند كه قاطع زندگى است در صحاح گفته : « المنّ : القطع » و در قاموس آمده : « منّ الحبل : قطعه » يعنى ريسمان را بريد .
راغب نسبت اين معنى را به « قيل » داده و گويد : منّ چيزى است كه با آن وزن كنند ، وزن شده را موزون و ممنون گويند . منّة بمعنى نعمت سنگين است . منّت دو جور اطلاق دارد : فعلى و قولى . منّت خدا فعلى است و آن سنگين كردن بندگان با نعمت و عطيّه است * ( « لَقَدْ مَنَّ الله عَلَى ) *