* ( مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه أَ فَتَتَّخِذُونَه وَذُرِّيَّتَه أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ . . . ) * كهف : 50 . ولى راجع بذرّيّه ، ملائكه خبرى در قرآن و غيره نيست .
4 - شيطان چنان كه آيهء فوق صريح است از جنّ بود كه از امر خدا بيرون رفت ولى در جائى تصريح نشده كه او از ملائكه بود مگر استثناء در آيات سجدهء ملائكه و جملهء منقول از نهج البلاغه كه بررسى خواهد شد .
5 - در آيهء فوق هست كه * ( وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ) * يعنى شيطان و ذرّيّه اش دشمن بشراند امّا چنان كه ميدانيم ملائكه دوست بشراند و بآدم سجده كردهاند و بر آدميان چنان كه گذشت استغفار ميكنند و شفاعت خواهند كرد .
6 - در بارهء جنّ آمده : * ( وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * اعراف : 179 . * ( رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * فصلَّت : 29 . ولى اضلال و جهنّمى بودن در بارهء ملائكه نيامده است . 7 - جنّ با انسان دو موجود مكلَّف زمين و دوش بدوش انسان در هدايت و ضلالت و غيره است چنانكهء در « جنّ » گذشت ولى راجع بملك چنين چيزها را سراغ نداريم .
تنها چيزى كه در بارهء ملك بودن ابليس داريم ظهور استثناء در آيات * ( وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ ) * است كه در صورت متصل بودن مىرساند ابليس از ملائكه بود . ولى مىشود گفت كه چون جنّ با ملائكه از بعضى جهات هم سنخاند و ابليس با ملائكه بود خطاب جمع در اثر تغليب بر او هم شامل بود و او فهميد كه او هم داخل در خطاب است لذا در جواب * ( ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ) * نگفت : خدايا مرا امر نكردى دستور فقط براى ملائكه بود بلكه مأموريّت خويش را مسلَّم گرفت و استكبار كرد .
و امّا جملهء نهج البلاغه كه در فصل « عصمت ملائكه » ذكر شد و در « بلس »
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٨٨