تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
تدريجى بودن آن بدان علَّت است كه قلب تو مطمئنّ و ثابت باشد و پيوسته بودن وحى سبب تثبيت قلب تو است و اگر يك دفعه نازل ميشد و وحى منقطع ميگرديد دلت آن ثبات دائمى را نداشت . آنوقت در آيهء ما نحن فيه فرموده : هيچ سئوالى و اشكالى پيش تو نمياورند مگر آنكه جواب حقيقى آن را مياوريم و جوابيكه معنايش از سئوال آنها بهتر است . 4 - * ( وَيَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى ) * طه : 63 . مثلى مؤنّث امثل بمعنى افضل و اشرف است . 5 - * ( وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ ) * رعد : 6 . مثلات جمع مثلة بمعنى عقوبت است زيرا ميان عقوبت و عقوبت شده تماثل است يعنى : عقوبتها پيش از آنها گذشته است . و يا بقول راغب مثله عقوبتى است كه بر قومى وارد مىشود و بر ديگران مثل ميگردد . 6 - * ( وَهُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه وَلَه الْمَثَلُ الأَعْلى فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * روم : 27 . گفته‌اند مراد از مثل وصف است يعنى براى اوست صفت عاليتر در آسمانها و زمين كه براى هيچ يك از موجودات آن صفت نيست و بآفريدن و اعادهء خلقت قادر است . 7 - * ( ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ) * اعراف : 177 . مثلا ظاهرا بمعنى وصف است چنان كه از آيهء ما قبل روشن مىشود . 8 - * ( فَجَعَلْناهُمْ سَلَفاً وَمَثَلًا لِلآخِرِينَ ) * زخرف : 56 . مثل در آيه بمعنى عبرت است كه به صورت مثل سائر آمده يعنى فرعونيان را در رديف گذشتگان و هلاك شدگان قرار داديم و نيز عبرتى گردانديم براى آيندگان . 9 - * ( وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُكَ مِنْه يَصِدُّونَ . وَقالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوه لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ . إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْه وَجَعَلْناه مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ ) * زخرف : 57 - 59 . ظاهر آنست كه : چون مشركان