قولى است دربارهء چيزى كه شبيه است بقولى دربارهء چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند .
نگارنده گويد : بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز چنان كه خواهيم گفت آمده است . و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق مىكند ، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده مىشود مثل * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ الله مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي السَّماءِ . تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها . . . ) * ابراهيم : 24 و 25 . [ اكنون ببعضى از آيات اشاره ميكنيم : ] 1 - * ( إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ الله كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَه مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * آل عمران : 59 . مثل در اين آيه بمعنى صفت و حال است يعنى حال و جريان عيسى در پدر نداشتن مانند جريان آدم است كه خدا از خاكش آفريد . 2 - * ( مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ . . . ) * رعد : 35 .
مراد از مثل در آيه چنان كه گفتهاند صفت است كه موصوف را مجسّم مىكند دربارهء تركيب آن گفتهاند « مثل » مبتداء و خبر آن محذوف است و گفتهاند : تجرى من تحتها . . . خبر مبتداء و بقولى در آن موصوف حذف شده و تقدير « مَثَلُ الْجَنَّة . . . جَنَّةٌ تَجْرى » است ولى به نظر ميايد كه « تجرى . . . » در جاى خبر بوده باشد ايضا آيهء * ( مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ ) * محمد : 15 .
3 - * ( وَلا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيراً ) * فرقان : 33 .
ظاهرا مراد از مثل در اين آيه بمعنى حديث و سؤال است آيهء ما قبل چنين است * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِه فُؤادَكَ وَرَتَّلْناه تَرْتِيلًا ) * سؤال كفّار آن بود كه چرا قرآن همگى يك دفعه نازل نميشود ؟ در جواب فرموده :
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٣٤