تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
و كانت نها با تلافيتها * بكرى على المهر فى الاجرع و ايقاظى القوم ان يرقدوا * اذا هجع الناس لم اهجع فأصبح نهبى و نهب العبيد * بين عيينة و الاقرع و قد كنت فى الحرب ذا تدرأ * فلم اعط شيئا و لم امنع الا افائل اعطيتها * عديد قوائمه الاربع و ما كان حصن و لا حابس * يفوقان مرداس فى المجمع و ما كنت دون امرئ منهما * و من تضلع اليوم لم يرفع
يعنى : ( مجملا اشاره بموضوع نه ترجمه تحت اللفظ ) من آنها را ( غنايم ) با نيروى خود كه بر اسب جوان سوار بودم ربودم . من آن قوم را ( دشمن ) بيدار كردم ( خواب را بر آنها حرام كردم ) در حالى كه خود هم از خواب محروم بودم . در پايان واقعه قسمت من و بهرهء غلامان من اختصاص بعيينه و اقرع ( دو رئيس داده شده من در جنگ دلير و توانا بودم ولى نه چيزى به من داده و نه چيزى از من بازداشت شده مگر چند بچه شتر كه عده آنها بعد چهار پاى آنها بود . حصن و حابس ( دو رئيس ) بر مرداس ( پدر او ) در اجتماع ( جامعه ) برترى نداشتند . من هم كمتر از آنها نبودم ولى هر كه را تو ( حضرت ) فرود آرى و خوار كنى هرگز بلند نخواهد شد . پيغمبر باز به او داد تا او را خشنود فرمود : يكى از ياران گفت : اى پيغمبر عيينه و اقرع را اين همه بخشيدى و جعيل بن سراقه را كنار گذاشتى ؟ پيغمبر فرمود : بخداونديكه جان من در دست اوست . جعيل بهترين مردان روى زمين است كه عيينه و اقرع از آنها باشند ولى من آنها را دلجوئى كرده دوستى ( و سكوت ) آنها را خواستم ( مؤلفه قلوبهم - در قرآن آمده ) .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 325 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت