بيان تقسيم غنايم حنين
پيغمبر از طائف برگشت و با مردمى ( مسلمين ) كه همراه بودند در جعرانه ( محل ) منزل گرفتند . نمايندگان هوازن كه مسلمان شده بودند در آنجا رسيدند و گفتند : يا رسول اللّه ما قبيله ريشهدار هستيم ، بواقعهء كه بر تو ( حضرت ) پوشيده نيست گرفتار و مبتلا شدهايم بر ما منت بگذار ، خداوند ترا از خود ممنون كند . زهير ابو صرد از بنى بكر و ( اين بكر طايفهء بودند ) كه پيغمبر ميان آنها پرورش يافته و از دايه كه از نسوان آنها بود شير خورده بود . او ( زهير ) برخاست و گفت : يا رسول اللّه . در اين پناه گاه ( تعبير بانبار و زاغه كرده بود ) عمهها و خالهها و دايههاى شما زيست مىكنند .
آنها شما را پرورانيده و شير داده و تكفل تربيت شما را نمودهاند . ما اگر حارث بن شمر غسانى ( پادشاه شام ) يا نعمان بن منذر ( پادشاه عراق ) را پرورش مىداديم از او انتظار عطف و توجه ( و ابراز عاطفه ) مىداشتيم . تو ( حضرت ) بهترين پرورش يافتگان هستى سپس گفت : ( شعر )
امنن علينا رسول اللّه فى كرم * فانك المرء نرجوه و ندخر
امنن على نسوة قد عاقها قدر * ممزق شملها فى دهرها غير
و چند بيت ديگر ( قصيده معروف است ) يعنى اى پيغمبر خدا از روى كرم بر ما منت بگذار زيرا تو ( حضرت ) مردى