تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
خدا بر ما منت و احسان دارند . فرمود : آيا اگر از شما بپرسم شما به من پاسخ نخواهيد داد ؟ گفتند : چه ميپرسى كه جواب ندهيم ؟ فرمود . به خدا اگر چنين بگوييد راست مىگوئيد كه من دروغ گفتم و شما تصديق كرديد . من خوار بودم و شما مرا پناه داده يارى كرديد . من طرد شده بودم ، شما از من حمايت و نگهدارى كرديد . تنگدست بودم و شما با من مواسات و مساعدت كرديد . اى گروه انصار ! آيا شما در نفس خود چيزى احساس كرده‌ايد كه ناشى از رشكى باشد نسبت بقومى كه من با مال پست دنيا از آنها دلجوئى كرده و قلب آنها را الفت بخشيده‌ام تا شايد مسلمان شوند ولى شما را ( بىنياز از آن مال دانسته ) باسلام و ايمان خود واگذار نمودم . آيا راضى نيستيد كه مردم شتر و گوسفند را ببرند و شما با پيغمبر خود به محل خويش برگرديد . بخداوندى كه جان من در دست اوست . اگر مهاجرت من نمىبود من خود يك تن از گروه انصار مىبودم . اگر مردم راهى را بگيرند و انصار ره ديگر من با انصار همان راهى را كه مىپيمايند خواهم گرفت . خداوندا انصار و فرزندان انصار و زادگان فرزندان انصار را بيامرز . گفت : ( راوى ) آن قوم آن قدر گريستند تا ريشها ( محاسن ) آنها باشك تر گرديد . آنگاه گفتند : ما راضى هستيم كه خود پيغمبر نصيب و بهره ما باشد . پيغمبر رفت و آنها پراكنده شدند . سپس زيارت عمره را ( در مكه ) انجام داد و احرام را از جعرانه ( محل ) آغاز و بعد بمدينه مراجعت نمود . در مكه عتاب بن اسيد را بحكومت منصوب فرمود معاذ بن جبل را براى تعليم دين اسلام و قرآن ( تفقيه - آموختن فقه و قواعد اسلام ) در مكه قرار داد ، هنگام اداء فريضه حج هم عتاب بن اسيد حجاج را راهنمائى مىكرد . ( امير الحاج ) . اداء حج هم مطابق عادت عرب بود پيغمبر هم در ماه ذى القعده يا ذى الحجه بمدينه برگشت .