در همين سال پيغمبر عمرو بن عاص را نزد جيفر و عياذ ( دو برادر ) فرزند جلندى ازدى در عمان براى گرفتن صدقه ( ماليات - زكات ) فرستاد كه زكات را از توانگران گرفت و بتنگدستان داد . از مجوس - ( مغان - مگوس - زردشتيان ) هم جزيه ( گزيت ) آنهايى كه ( كه دين زردشت را قبول كرده بودند ) شهرنشين بودند و اعراب در خارج و پيرامون شهر زيست مىكردند . گفته شده كه اين كار در سنه هفت ( هجرى ) رخ داد .
در همين سال پيغمبر با كلابيه كه نام او فاطمه دختر ضحاك بن سفيان بود ازدواج فرمود ولى او ( آن دختر ) هنگامى كه به او اختيار داده شده دنيا را ( بر آخرت ) برگزيند ( ازدواج را نپذيرفت ) پيغمبر هم او را رها فرمود .
در همين سال ماريه ( كنيز قبطى ) ابراهيم فرزند پيغمبر را زائيد آن هم در ماه ذى الحجة . او ( پيغمبر فرزند خويش ) را بام برده دختر منذر انصارى داد كه شيرش دهد ( دايه ) او را هم « ام برده » با براء بن وس انصارى تزويج فرمود . قابله وى « قابله ماريه مادر ابراهيم » سلمى كنيز پيغمبر بود . او « قابله » ابو رافع را نزد پيغمبر فرستاد كه تولد « ابراهيم » را مژده دهد پيغمبر هم يك بنده « بابراهيم » بخشيد زنان پيغمبر از ولادت پسر بر ماريه سخت رشك بردند و اين مولود براى آنها دشوار بود .
در همين سال پيغمبر كعب بن عمير را بذات اطلاح ( محل ) در شام نزد قضاعه فرستاد كه آنها ( قبيله ) را باسلام دعوت كند . پانزده مرد هم همراه او بودند . او نزد آنها رفت و باسلام دعوت نمود و آنها قبول نكردند . رئيس قضاعه هم مردى بنام سدوس بود . آنها ( قبيله قضاعه ) مسلمين ( همراه كعب ) را كشتند و عمير نجات يافت ( بايد كعب بن عمير باشد ) و بمدينه تنها برگشت .
در همين سال عيينة بن حصن فزارى را ( پيغمبر ) نزد بنى عنبر از تميم فرستاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٢٨