تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
كعبه سيصد و شصت بت بود در دست او ( حضرت او ) تازيانه بود با آن اشاره كرده ميفرمود
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
آيه قران - حق آمد و باطل رفت باطل رفتنى و گم شدنى مىباشد . بهر صنمى كه اشاره مىفرمود آن صنم به روى خود مىافتاد . گفته شده امر فرمود : كه آنها را تباه كنند سپس براى گرفتن ( پيمان ) در صفا نشست . عمر بن الخطاب زير نشسته بود كه مردم براى بيعت و تسليم و قبول اسلام جمع شده بودند . او ( حضرت او ) به اين شرط از آنها بيعت مىگرفت كه مطيع و فرمانبردار باشند نسبت به خدا و رسول خدا به قدر توانائى و امكان . اين بود بيعت مردان ( ذكور ) . اما بيعت زنان چون از عهد و پيمان مردان آسوده شد زنان را قبول فرمود . زنان قريش حاضر شدند كه ام هانى دختر ابو طالب ( خواهر على ) و ام حبيبه دختر عاص بن اميه كه همسر عمرو بن عبد ود عامرى بود و اروى دختر ابو العيص عمه عتاب بن اسيد و خواهر او عاتكه دختر ابو العيص كه همسر مطلب بن ابى وداعه سهمى بود و مادر وى ( مطلب ) دختر عفان بن ابى العاص خواهر عثمان كه همسر سعد هم پيمان بنى مخزوم بود و هند دختر عتبه مادر معاويه كه همسر ابو سفيان بود و يسيره دختر صفوان بن نوفل بن اسد بن عبد العزى و ام حكيم دختر حارث بن هشام كه زوجه عكرمه بن ابى جهل بود ( شرح وى گذشت ) و فاخته دختر وليد بن مغيره كه خواهر خالد و همسر صفوان بن امية بن خلف بود و ريطه دختر حجاج كه زوجه عمرو بن العاص بود و جمعى از نسوان در مقدمه آنها بودند . هند هم بطور نهانى و گمنام حاضر شد زيرا كار زشت وى نسبت بجسد حمزه موجب بيم او شده بود و از كيفر و عمل خود مىترسيد . به آنها فرمود : ( پيغمبر ) با من بيعت ميكنيد به شرط اينكه براى خدا قائل بشريك نباشيد . هند در جواب گفت : به خدا بر ما سخت مىگيرى و كار ما را سختر از كار مردان مىكنى با وجود اين ما به اين شرط عمل مىكنيم