تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
فرمانبرداريم ( بهتر و بيشتر از مردان ) . فرمود : دزدى هم نكنيد . هند گفت به خدا سوگند من فقط گاهگاهى از دارائى ابو سفيان چيزى مىربودم . ابو سفيان حضور داشت گفت : گذشته فراموش مىشود و بر تو حلال باد . پيغمبر ( آنگاه دانست كه او هند است ) فرمود آيا تو هند هستى ؟ گفت : آرى هند هستم از آنچه رفت بگذر و ببخش خداوند ترا مىبخشد . فرمود : زنا هم نبايد بكنيد . گفت ( هند ) آيا بانوى آزاده زنا هم مىكند ؟ ! زناكار كنيزان و فرومايگان است . فرمود : فرزندان خود را هم نبايد بكشيد . ( هند ) گفت ما آنها را پرورانيده و بزرگ كرديم و تو آن بزرگان را در جنگ بدر كشتى . خود دانى و آنها . عمر از ( گفتهء او ) خنديد . بعد فرمود ( پيغمبر ) دروغ نبايد بگوييد و بهتان نبايد بزنيد و هرزگى با دست و پا ( كنايه از كارهاى زشت ) نبايد بكنيد . گفت : به خدا بهتان ( هرزگى و زشت‌كارى ) زشت است شما ما را بهدايت و مكارم اخلاق دعوت مىكنيد . فرمود : نسبت به من در كارهاى نيك نافرمانى مكنيد ، گفت ما ، در اين محضر براى تمرد و نافرمانى حاضر نشده‌ايم كه نسبت به كارهاى خوب ( معروف ) عصيان كنيم . پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم بعمر فرمود : بيعت آنها را بگير . سپس براى آنها زنها مغفرت و بخشش خواست ( دعاى مغفرت خواند ) . عمر بيعت آنها را گرفت زيرا پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم با زنان مصافحه نمىكرد و زنى را لمس نمىفرمود مگر زنى كه بر او حلال و محرم باشد . چون ظهر فرا رسيد پيغمبر فرمود كه بلال بر بام كعبه رفته اذان بگويد . قريش هم بكوهستان پناه برده بودند ، گروهى امان خواسته و جمعى امان يافته بودند ، چون بلال به كلمه اشهد ان محمدا رسول رسيد جويريه دختر ابو جهل گفت : خداوند پدرم را گرامى داشت كه در اين هنگام زنده نمانده تا عرعر بلال را بشنود آن هم بر بام كعبه گفته شده او چنين گفته خداوند نام محمد را بلند كرده اما ما نماز خواهيم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 300 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت