همچون علامهء طباطبائى در الميزان و غيره و علامهء خوئى در « البيان » و نويسندگانى امثال فريد و جدى در دائرة المعارف و غيره و غيره بجنگ اين گونه اشخاص نادر شتافتهاند البته با دلائل قاطع كه نقل خواهد شد .
عدهاى از محدّثين شيعه و جمعى از محدّثان اهل سنت قائل شدهاند كه در قرآن تحريف وجود دارد و مقدارى از آن حذف شده است ، در مقدمهء مجمع اين قول را بجمعى از علماء شيعه و عدهاى از حشويّهء اهل سنت نسبت داده است ، حشويّه چنان كه در دائرة المعارف و جدى است گروهى از معتزله هستند كه بظواهر قرآن تمسّك كرده و قائل بجسم بودن خدااند . منسوبند به حشو يعنى مردمان رذيل . دلائل عدم تحريف دليل قائلين بوجود تحريف رواياتى است كه از طرق شيعه و اهل سنّت وارد شده كه نقل و ردّ آنها در اين كتاب مهم نيست طالبان تفصيل بكتب مفصل رجوع كنند از جمله الميزان ج 12 ص 106 ببعد و البيان آية اللَّه خوئى فصل « صيانة القرآن من التحريف » ولى مقدارى از دلائل عدم تحريف بقرار ذيل است :
1 - * ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ ) * حجر : 9 . مراد از « الذّكر » قرآن است و چند آيه قبل فرموده : * ( وَقالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْه الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ) * . در اين آيه خداوند با قاطعيّت تمام فرموده :
قرآن را ما نازل كردهايم و ما حتما حافظ و نگهدارندهء آن هستيم با دو تأكيد « انّ » و « لام » پس مطمئنا خداوند آن را از نقصان و زيادت و از هر جهت ديگر محفوظ خواهد داشت . بعضى احتمال دادهاند كه ضمير « له » به حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله راجع است ولى اين قول بر خلاف ظاهر است و هر كس در آيه دقت كند يقين خواهد كرد كه مراد از * ( « لَه لَحافِظُونَ » ) * حفظ قرآن و * ( « لَه » ) * بر قرآن راجع است .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٧٠