علم به صحت قرآن مانند علم بوجود شهرها و وقايع بزرگ . . . است . . .
علماء مسلمين در حفظ و حمايت آن كوشيدهاند . . . چطور ممكن است كه با آن عنايت صادقه و ضبط شديد تغييرى يا نقصانى در آن راه يابد ( مختصر آنچه دو دانشمند فوق گفتهاند ) علامهء طباطبائى در كتاب « قرآن در اسلام » ص 115 در اين زمينه فرموده :
آيات قرآنى در دست عامهء مسلمانان بود و براى نگهدارى آنچه داشتند كمال جديّت را بخرج ميدادند علاوه بر آن گروه زيادى از صحابه و تابعين قراى قرآن بودند كه كارى جز آن نداشتند و جمع آورى قرآن در يك مصحف جلو چشم همه انجام ميگرفت و همگان مصحفى را كه آماده نموده در دسترسشان گذاشتند پذيرفتند و نسخه هائى از آن برداشتند و ردّ و اعتراض نكردند . . . على عليه السّلام با اينكه خودش . . .
قرآن مجيد را به ترتيب نزول جمع آورى كرده بود و به جماعت نشان داده بود . . . مصحف دائر را پذيرفت و تا زنده بود حتى در زمان خلافت خود دم از خلاف نزد . كاتبان وحى ابو عبد اللَّه زنجانى در تاريخ قرآن مينويسد : مورّخين عرب همه اتّفاق دارند بر اينكه خطَّ بواسطهء حرب بن اميّة بن عبد شمس بمكَّه داخل شده و آن را اين شخص در سفرهائى كه نموده از چند تن فرا گرفته بود كه از آن جمله بشر بن عبد الملك برادر اكيدر صاحب دومة الجندل بوده . بشر با حرب بن اميّه در مكَّه حضور يافته و دختر او صهبا را بزنى گرفت و بجمعى از اهل مكه خطَّ آموخت و از دنيا رفت .
جرجى زيدان در تاريخ آداب اللغة العربيّه ج 1 ص 227 آنچه مرحوم زنجانى دربارهء بشر بن عبد الملك گفته نقل مىكند بعد ميگويد : پس عدّهاى كثير از قريش در وقت ظهور اسلام نوشتن بلد بودند . . . اسلام آمد در حالى كه خطَّ در حجاز معروف ولى غير شايع بود و آنوقت در مكَّه فقط در حدود 14 نفر نوشتن بلد بودند كه
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٧٣