بتجديد نظر ندارد ، همينطور است هر فرد فرد بشر نسبت بكارها و افكار خويش در دوران زندگى پس بشر نميتواند از خود رويّه هائى راجع بهمهء شئون زندگى و غيره ، ايجاد كرده و تا آخر عمر در آنها ثابت و يكنواخت بماند حتما مقدار كثيرى از آنها و يا همهء آنها را تغيير خواهد داد ، حال اگر بشرى پيدا شد و در عرض 23 سال عقائدى و روشهائى نسبت بهمهء شئون زندگى اظهار كرد و تا پاى جان از آنها دفاع نمود و از هيچ يك هم در آنمدت بر نگشت خواهيم دانست كه آنها از خودش نيست و گرنه بشر چنين ساخته نشده است . * ( « وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ الله لَوَجَدُوا فِيه اخْتِلافاً كَثِيراً » ) * . وجه ديگر كتابهائيكه در دنيا نوشته مىشود از حيث مطالب سبك بخصوصى دارند مثلا آنكه در جغرافيا نوشته مىشود از اول تا آخر جغرافيا است و آنچه در تاريخ نوشته مىشود همه اش تاريخ است و اگر مثلا در دو رشته باشد در دو بخش جداگانه نوشته مىشود . ولى قرآن طورى نازل شده كه آميخته است در يك آيه و يك سوره مىبينى هم مطلب علمى است هم اشاره بمعاد ، هم فضيلت اخلاقى و هم تهديد ظالمان و غيره و آوردن چنين كتابى با اين طرز از طاقت بشر خارج است * ( « فَأْتُوا بِسُورَةٍ » ) * با اطلاقش به اين حقيقت نيز شامل مىباشد . عدم تحريف در قرآن اين مسئله كه در قرآن تحريف هست يا نيست باختلاف قرائتها و اختلاف بعضى از كلمات و حركات راجع نميباشد كه چنين چيزهائى هست و ضررى به قرآن مجيد ندارد ، موضوع عمده در اين باره دو چيز است :
1 - آيا در قرآن فعلى مطالب اضافه هست و مقدارى از آن از كلام خداوند نيست بلكه بر آن اضافه شده است يا نه ؟
2 - آيا در قرآن فعلى نقيصه هست و مقدارى از آن از بين رفته و آنچه در دست ماست قسمتى از قرآن
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٦٨