با قرآن لازم دانسته است ، ايضا رواياتيكه ميگويند امامان عليهم السلام در استفاده از احكام و غيره بر قرآن موجود استناد كردهاند .
در آينده خواهيم گفت : قرآنيكه امير المؤمنين عليه السّلام نوشته فرقش با قرآن فعلى فقط در ترتيب سوره ها است ، در البيان ميگويد : اينهم باطل است كه بگوئيم قرآن در نزد امام غائب عليه السّلام محفوظ و موجود است زيرا وجود واقعى آن در تمسك امت كافى نيست .
4 - از جملهء براهين كه اقامه كردهاند اينست : قرآن مجيد اوصافى براى خود بيان ميدارد كه آن اوصاف در قرآن فعلى وجود دارد مثلا ميگويد * ( إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ) * اسراء : 9 . قرآن مردم را باستوار ترين راه هدايت مىكند . قرآن براى مؤمنان شفاست و كافران را جز خسران نيافزايد ( اسراء : 82 ) اگر جنّ و انس جمع شوند قدرت آوردن چنين قرآنى را ندارند اسراء : 88 . قرآن ببنى اسرائيل بيشتر آنچه را كه در آن اختلاف دارند حكايت مىكند ( نمل : 76 ) قرآن به تمام مردم هادى و راهنماست ( بقره :
185 ) قرآن هدايت براى متقين است ( بقره : 2 ) آيا در قرآن تدبّر نميكنند يا در قلوبشان قفلهائى است ( محمد :
24 ) از خداوند براى شما نور و كتاب روشن آمده است ( مائده : 15 ) و صدها نظير اين آيات در مطالب دنيا و آخرت .
ما آنگاه كه در قرآن موجود دقت ميكنيم تمام اين اوصاف را در آن مييابيم و در نتيجه ميدانيم كه از قرآن كم نشده است .
5 - فريد و جدى در دائرة المعارف اهتمام مسلمين را در حفظ و تأليف و تعليم قرآن دليل عدم تحريف آن دانسته و گويد اهتماميكه مسلمين بر قرآن داشتند احتمال نقصان آن را از ميان بر ميدارد . اين همان دليل متقنى است كه مرحوم علم الهدى ( بنا بر آنچه در مقدمهء مجمع البيان است ) بدان تمسّك جسته و فرمايد :
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٧٢