تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
و گر نه حكم از آن داود بود و شايد مشاوره از آنجهت بود كه زمينهء خلافت و جانشينى سليمان فراهم گردد و از فقيه از جميل بن درّاج از زراره از حضرت باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود . . . : هر دو حكم نكردند بلكه مناظره و تبادل نظر ميكردند كه سليمان آن را فهميد . در روايات شيعه و اهل سنت آمده كه داود حكم كرد گوسفندان از آن صاحب زرع باشد ولى سليمان حكم كرد كه خسارت در آنسال از شير و پشم و نتاج گوسفندان پرداخت گردد . نگارنده فكر ميكنم كه هر دو در بارهء حكم مشاوره ميكرده و داود رأى داده كه گوسفندان يا بعضى از آنها در عوض خسارت داده شوند ولى سليمان رأى داده كه از منافع آنها مستهلك گردد و داود نيز رأى او را پسنديده و حكم كرده است . و صلاح در اين بوده كه حكم مطابق رأى سليمان باشد زيرا در آنصورت هم صاحب زرع خسارت خويش را ميگرفت و هم گوسفندان در دست صاحبان خود مىماندند . در تفسير صافى و الميزان از تفسير قمى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه خلاصهء آن چنين است حكم داود نيز مثل سليمان بود و فقط خواست به بنى اسرائيل بفهماند كه سليمان وصىّ و جانشين اوست و در حكم اختلاف نكردند و اگر اختلاف ميكردند ميفرمود : « وَكُنَّا لِحُكْمِهِما شاهِدينَ » . از روايت بدست ميايد كه معنى آيهء آنست : داود و سليمان در بارهء حرث حكم ميكردند و داود حكم را ميدانست . خداوند آن را بسليمان نيز فهماند تا بنى اسرائيل بدانند كه او وصىّ داود است . واقعهء دوّم * ( « وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ ) *